تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - ب حوزه و دانشگاه
شناختى و هستىشناختى به عنوان «مسائل فلسفى نو».
در كنار سست كردن باورهاى دينى و ارزشها، استعمارگران مىكوشند تا از ميزان پاى بندى مردم به اعمال شرعى بكاهند: گناه و حرام را خوب جلوه دهند و تقيد به مسائل شرعى را «خشكِ مقدسى» تعبير مىكنند.
براى پيروزى در اين زمينه، از وسايل تبليغاتى و هنرى نيز استفاده مىكنند و حتى با برگزارى محافل علمى، افرادى را كه قدرت تحليل علمى ندارند تحت تأثير قرار مىدهند. لذا به تدريج، جهت فيلمها عوض مىشود و به جاى آنكه ايثار و فداكارى و... نشان داده شود، مسائل عشقى، جنسى و... مطرح مىشود.
در زمينه عمل، مهاجمان فرهنگى مردم را به تبعيت از خواستهاى خود نيز وادار مىكنند. به عنوان مثال، براى از بين بردن هويت ملى ما و تبليغ فرهنگ منحط خود، اقدام به ترويج مُد مىكنند. لذا، لباسهايى وارد بازار مىشود كه منقش به تصاوير حيوانات و خط بيگانه باشد. بدين وسيله و با استفاده از خود مردم، سعى در اشاعه فرهنگ، خط، زبان و علم خود دارند.
ب: حوزه و دانشگاه
نقطه ديگر كه مورد هجوم فرهنگى دشمن واقع مىشود مراكز فرهنگى است. مراكز فرهنگى در جامعه ما حوزه و دانشگاه است. دشمن براى اينكه به اهداف خود برسد، اين دو مركز مهم فرهنگى را نشانه مىگيرد تا بتواند اين دو را ـ كه براى جامعه ما به منزله روح و جسم هستند ـ از يكديگر جدا كند. راه تحقق آن نيز بدين صورت است كه آنها را بر عليه يكديگر تحريك مىكند كه هر كدام خود را بر حق بدانند و از اين راه ارزش ديگرى را ناديده بگيرند. متأسفانه اكنون برخى از حوزويان و برخى از دانشگاهيان ما، خواسته يا