تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٥ - ايمان زدائى و ايجاد شك يكى از ابزارهاى تهاجم فرهنگى
زمينه رشد نكرده ايم. جوان سيزده، چهارده ساله با التماس، پدر و مادر خود را راضى مىكند كه به جبهه برود و نارنجك به كمر مىبندد و به زير تانك مىرود، چه عاملى باعث ايجاد چنين روحيهاى در او شده است چرا اين همه پير و جوان، از سيزده، چهارده ساله تا پير هفتاد، هشتاد ساله، عاشقانه در جبهه ها شركت مىكنند؟ آنها مىگفتند: اگر شهيد بشويم به بهشت مىرويم و به لقاءالله مىپيونديم. اعتقاد به اينكه خدايى هست و عالم ديگرى وجود دارد، اين فداكاريها پاداش دارد و انسان به محبوب خود نايل مىشود اين اعتقادات، جوانان ما را به ميدان جهاد مىكشد.
اگر بخواهند اين روحيه را از ما بگيرند بايد چه كنند؟ هيچ راهى بهتر از اين وجود ندارد كه ايمان را از آنها بگيرند؛ اين يقينى كه به عالم آخرت، حساب و كتاب و ماوراء الطبيعه، دارند به شك تبديل كنند. انسانى كه شك داشته باشد كه، العباد بالله، خدا هست يا نيست، عالم آخرتى هست يا نيست و جهنمى هست يا نيست فداكارى نمىكند.
ايمان زدائى و ايجاد شك يكى از ابزارهاى تهاجم فرهنگى
پس از انقلاب دستهايى در كار است و با شيوه هايى تلاش مىكنند كه مردم را به شك بيندازد. در دانشگاههاى ما، به روشهاى گوناگون به اين كار همت گمارده اند؛ مثلاً، سخنرانى مىشود «اندر فوايد جهل» يا در اين باره كه «انسانى كه شك ندارد جاهل است».
هيچ راهى براى آمريكا و ابرقدرتها بهتر از اين نيست كه بدون جنگ و كشتار، و بدون اينكه پولى خرج كنند و حساسيتى ايجاد نمايند، ايمان را از دلهاى مردم بدزدند و بزدايند. اين كار به سادگى انجام مىشود: با سخنرانيهاى علمى، كتابهاى فلسفى، فيلمها، نمايشنامه ها و چيزهايى از