تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠ - ١ـ سلطه نظامى
موارد چهارگانه زير خلاصه كرد سلطه نظامى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى.
١ـ سلطه نظامى
يكى از عادى ترين و متعارف ترين راههايى كه از دير باز براى غلبه بر ديگران مورد استفاده قرار مىگرفته، حملات نظامى است و اسلام از همان ابتداى پيدايش، در جنگهايى كه بر مسلمانان تحميل مىشد، با آن روبرو بوده است. سلطه نظامى يك پديده تازه نيست بلكه در همه ادوار تاريخ، نمونه هايى داشته است. دشمنان اسلام نيز كه تعاليم دينى را نمىپذيرفتند و از طرفى نمىتوانستند پيشرفتهايى سريع مسلمين را تحمل كنند، جنگ را بر آنان تحميل مىكردند تا شايد ضمن شكست دادن آنها در جبهه نظامى، بر مقدّراتشان تسلط يابند.
نمونه هايى از اين تهاجمات را مىتوان در جنگهاى صليبى عليه مسلمانان مشاهده كرد كه بر اساس كينه توزى و با استفاده از ضعف و تفرقه مسلمين آغاز شد. صليبيان كه در دوران تاريك قرون وسطى عظمت فرهنگ اسلامى را در آندلس و در قلب اروپا تحمل نمىكردند، با تحريك كليسا، بارها به سرزمين مسلمانان حمله كردند و جنايات فراوانى را مرتكب شدند.
اسلام در مقابل حملات نظامى كفار، احكام دفاع را براى ما مقرر فرموده است كه در كتب فقهى بحثهاى مبسوطى پيرامون آن انجام گرفته و جاى هيچ ترديدى هم در آن نيست. اما تسلط كفار بر مسلمانها، منحصر به زمينه نظامى نيست. اين شيوه در زمانهايى رايج بود كه بشر براى تجاوز به منافع ديگران، تنها از قدرت سرنيزه استفاده مىكرد و اوضاع زندگى