تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨ - روح برترى طلبى غرب
قوانين و مقررات انسانى بر زندگى بشر حاكم باشد تا همه انسانها به حقوق حقه خود دست يابند.
اما با كمال تأسف بايد گفت كه عدهاى از نويسندگان و به اصطلاح انديشمندان غربى، جدول تجاوز را ترسيم كردهاند و نه تنها با تئوريهاى خود بر جنايات استعمارگران صحه گذاردهاند بلكه آنان را در ارتكاب فجايع بى شمارى عليه مظلومان عالم، تحريك و حمايت كرده اند.
اگر تاريخ غرب را خصوصاً پس از دوره رنسانس مورد مطالعه و بررسى قرار دهيم، در مىيابيم كه يكى از ويژگيهاى فرهنگ غربى، اصالت دادن به قدرت است كه بدبختانه اكنون در روح تفكر و فرهنگ آن رسوخ كرده است. اين طرز تفكر كه بر اساس سلطه جويى و بهره بردارى از دسترنج زير دستان بنا شده و ناشى از همان بينش ماد گرايانه است، امروزه بر سراسر جهان غرب حكمفرماست و آثار مخرب آن در تمام فعاليتهاى مستكبرين ديده مىشود.
از سوى ديگر، غربيان براى اثبات برترى خود بر ديگر ملتها، در مقام تحريف تاريخ بر آمدند و تلاش كردند كه اروپا را سرچشمه تمدن بشرى قلمداد كنند!
آنها به منظور پرهيز از اعتراف به عظمت تمدنهاى غير اروپايى، بعضاً حتى در آموزشهاى رسمى مدارس بعد از دوره رنسانس، بخشهاى ديگر تاريخ جهان، از جمله اسلام را حذف كرده و گاهى صد سال تمدن و فرهنگ اسلامى را در عبارت (سده هاى يورشهاى خاوريان وحشى) خلاصه مىكردند! ... متأسفانه بسيارى از نويستدگان اروپايى، عليرغم واقعيتهاى فوق الذكر همواره مردم مشرق زمين را تحقير كردهاند و آنها را نسل و نژادى فروتر و پايينتر از اروپاييان قلمداد كرده اند.