تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٧ - اصول و ارزشهاى دينى و تشكيكهاى مهاجمان
را بشنويد اگر دلايل ما براى شما قابل قبول است بپذيريد.
آنها چه پاسخ مىدهند؟ آنها مىگويند اولا، اصلا دليل نياوريد؛ زيرا دليلهاى فلسفى و تعقّلى هيچ اعتبارى ندارد. فقط دلايل حسّى و تجربى قابل پذيرش است. ثانياً، اگر شما به دنبال اين هستيد كه چيزى را به طور يقينى كشف كنيد و بدان معرفت صحيح پيدا كنيد اين يك خيالى بيش نيست و هر گز تحقّق نخواهد يافت. كشف حقيقت و پيدا كردن اعتقاد يقينى نسبت به يك چيز نشدنى است. انسان هرگز نمىتواند از شك رهايى يابد. اينها كارهايى است كه دشمنان ما در زمينه شناخت و جهان بينى انجام مىدهند و مهمترين و مؤثرترين كارى است كه آنها انجام مىدهند، براى اينكه ايمان ما را از بين ببرند.
اما در زمينه مسائل ارزشى: در مدت هشت سال جنگ تحميلى، مردم به اشكال مختلف به جبهه ها كمك مىكردند، از پيرزن و پير مرد و خرد و كلان به طور كلّى، هر كس به هر شكلى كه مىتوانست كمك مىكرد. همه اين كمكها به دليل باورهايى بود كه مردم به خدا و قيامت و حساب و كتاب داشتند، و به خاطر يك سلسله ارزشهايى بود كه بدانها دل بسته بودند: ايثار، فداكارى، جانبازى و امثال آن. اهميّت اين مسائل براى آنها چنان بود كه حاضر بودند جان خود را بدهند ولى اين ارزشها مخدوش نشود. پس پاى بندى به اين ارزشهاست كه چنين حماسه هايى را مىآفريند. اگر موفق شوند كه اين پاى بندى را از مردم ما بگيرند در اهداف پليد خود پيروز شده اند. لذا براى سست كردنِ پاى بندى مردم سعى مىكنند كه اين ارزشها را اعتبارى جلوه دهند. مىگويند: گروهى چيزى را پسنديدند و بدان دل بستند، همان براى آنها ارزش شد.گروهى هم چيز ديگرى را پسنديدند آن چيز برايشان ارزش شد. امروز براى جامعهاى فلان چيز