تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩١ - اهميت مبارزه با هجوم فرهنگى
سازگارى دارد همه از مظاهر هجوم فرهنگى دشمن است. امروز اگر شما بخواهيد در بازار، پيراهنى پيدا كنيد كه روى آن انگليسى نوشته نشده، عكس هنر پيشه ها، تصاوير حيوانات و امثال آن رويش نباشد، پيدا نمىكنيد. مگر خط فارسى زشتتر از خط انگليسى است؟ چرا در جمهورى اسلامى و پايگاه انقلاب اسلامى در دنيا، فرهنگ بيگانه اينقدر نفوذ داشته باشد؟ اين هجوم فرهنگى است كه ما را از هويت خودمان تهى مىكند، به گونهاى كه گويى ما نه فرهنگ داريم، نه علم، نه زبان و نه خط.
اهميت مبارزه با هجوم فرهنگى
آخرين مسألهاى كه، در اين بحث، مورد توجه مىباشد اين است كه در مقابل هجوم فرهنگى، و ظيفه ما چيست؟ با توجه به ابعاد اين هجوم، پيدا كردن پاسخ اين سؤال چندان مشكل نيست. وقتى معلوم شد كه هجوم فرهنگى به چه شيوه هايى انجام مىگيرد مشخص مىگردد كه از چه نقاطى مهاجم حمله مىكند. آنگاه اگر مراقب باشيم وغافل نمانيم مىتوانيم موضع مناسبى اتخاذ كنيم. در اين حال، اولين وظيفه ما آن است كه عظمت خطر را به درستى درك كنيم، تصّور نكنيم كه مسأله سادهاى است، بايد متوجه باشيم كه دشمن مىخواهد هويّت ما را به عنوان يك ملّت، از بين ببرد، دين ما را به عنوان با ارزشترين پديده هستى، از ما بگيرد، انديشه هاى اخلاقى ما را كه جانمان را بايد براى حفظ آنها فدا كنيم از بين ببرد و تربيت اجتماعى، خانوادگى و فردى ما را كه مرهون روابط پدر و مادر، زن و شوهر و دولت و مردم است، همه را تحت تأثير فرهنگ خود قرار بدهد و اگراين روند ادامه پيدا كند نسل آينده ما نه ايمان محكمى خواهند داشت، نه شناخت يقينى، نه جهان بينى روشنى، نه