تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٠ - نقش فرهنگ در تداوم انقلاب
علم و صنعت، ابزارهاى توليد جديدى ساخته شد و در اختيار مردم قرار داده شد. ممكن است آنها حتى براى منافع شخصى خود اين كار را كرده باشند، ولى وقتى اين ابزار توليد در جامعه رواج پيدا مىكند، مردم مجبور مىشوند كه از آنها استفاده كنند؛ چرا كه در غير اين صورت، رقبا منافع آنها را مىبرند و آنها ورشكست مىشوند.
ولى يك نوع ديگر تحول و تغيير ديگرى نيز در جامعه هست كه با كمال اختيار، انتخاب و آگاهى انجام مىگيرد كه آن را «انقلاب فرهنگى» مىگوييم. انقلاب تحول جامعه است كه با مشاركت توده هاى مردم رخ مىدهد، برخلاف «كودتا» كه به وسيله گروه خاصى انجام مىگيرد. عموم مردم راهى را انتخاب مىكنند كه بر ضرر رژيم حاكم است و قصدشان اين است كه آرمانهايى را تحقق ببخشند. شرايط طبيعى يا تحول ابزار توليد آنها را مجبور به انقلاب نكرده است، بلكه يك تغيير سياسى و اجتماعى است كه مردم با فكر و انديشه خود انتخاب كردهاند و براى تحقق آن تلاش مىكنند و از جان و مال خود مىگذرند تا تحقق پيدا كند.
اين نوع تحول ـ كه آن را به طور عام انقلاب مىناميم ـ ارتباط مستقيمى با فرهنگ دارد. در ساير تغييرات اجتماعى، ممكن است عناصر فرهنگى، با واسطه و از راه دور، كم و بيش تأثير داشته باشد؛ مثلاً، فرهنگ موجب مىشود كه سطح آموزش كشور بالا برود، ارتقاى سطح آموزش موجب پيدايش اختراعات جديد صنعتى مىشود، اختراعات نيز موجب تغيير ابزار توليد شود؛ پس فرهنگ مىتواند باواسطه در تحول صنعتى تأثير داشته باشد؛ اما در انقلاب، به طور مستقيم، فكر و انديشه مردم اثر دارد. در اين تحول (انقلاب) عامل مستقيم و مباشر و بىواسطه «فرهنگ» است. البته ممكن است كه در كنار فرهنگ عوامل ديگرى نيز مؤثر باشد