تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٧ - هدف اصلى دشمن در تهاجم
روبناست به طريق اولى، ثباتى نخواهد داشت. مثلاً مىگويند: شما كه معتقديد فلان كار بد و گناه است اصلا گاهى گناه كردن بد نيست و گاهى اندكى كجى راست و اندكى زشتى زيباست. چه كسى گفته است كه نبايد گناه كرد؟ اين معرفت قبلى بود و امروز معرفت علمى شناخت ما را نسبت به احكام عوض كرده است. با اين معرفت علمى، نظام رفتارى ما قابل تغيير است. چه كسى گفته است كه اينها گناه است؟ آخوندها از دهات آمده بودند و از پيش خود چيزهايى بافتند. امروز علم ثابت كرده است كه چه كارى خوب و مفيد است؛ مثلاً فلان رقص براى سلامتى انسان مفيد است يا فلان موسيقى اثر روانى مطلوبى دارد. وقتى كه شما با اين ديد نگاه كنيد همه چيز عوض مىشود.
هجوم فرهنگى يعنى حمله به اين سه عنصر اصلى فرهنگى. با اين تعريف، مىتوان جواب آنها را داد كه مىگويند: چه كسانى حمله مىكنند؟ حمله كنندگان كسانى هستند كه نسبت به عقايد، ارزشها، رفتار و كنشهاى ما چنين برخوردى دارند. آنها كه مىخواهند عقايد ما سست شود و ارزشها اعتبارى گردد، يعنى بى اعتبار شود، رفتارها متغير و تابع خواستها و شرايط اجتماعى، زمانى و مكانى، شوند. با اينها چگونه بايد مقابله كرد؟ براى مقابله با آنها بايد ابتدا ببينيم كه آنها چگونه رفتار مىكنند، با چه سلاحى اين كار انجام مىگيرد، كجا را هدف گرفتهاند و با چه شيوهاى عمل مىكنند.
جامعه اسلامى ما ميداند كه دشمن ما به سلاح علم، ثروت و تبليغات مجهز است. تبليغات او با استفاده از پيشرفته ترين ابزارها و تكنيكها انجام مىگيرد. محتواى تبليغات او نيز بر اساس دست آوردهاى روانشناسى و جامعهشناسى است. آنها خوب مىفهمند كه با هر قشرى چگونه بايد