پیرامون جمهوری اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
می گفت دیگر نمی گذارم از خانه بروی بیرون ، ولی از فردایش بیشتر تشویق و ترغیب کردند و این فاجعه نه تنها وقفه ای ایجاد نکرد و چوب لای چرخ انقلاب نگذاشت بلکه حرکت موتور انقلاب را شدیدتر و تندتر کرد حالا ریشه این قضیه چیست ؟ چه تحولی در طول این ده بیست سال رخ داد که زنان توانستند یک چنین نقش اجتماعی انقلابی را ایفا کنند . در اینجا من میخواهم به یک اصل کلی که هم برای مردها و هم برای زنها مفید است اشاره کنم و آن اینکه انسان با دو بال حرکت میکند یکی بال آگاهی است انسان بی خبر جاهل اصلا از محیط خودش آگاه نیست ، اصلا نمی داند چه میگذرد او به افق حیوان بلکه به افق جماد نزدیک است اصلا نمی داند چه خبر است انسان اگر بخواهد حرکت بکند ، باید آگاه باشد و بداند ، باید بفهمد و درک بکند ، باید عالم باشد و با دانش آشنایی داشته باشد ، با انواع دانشها از آن جمله دانش اجتماعی آدم بی خبر و ناآگاه کور است آدم کور چه حرکت تندی میتواند بکند ؟ آدمی که از چشم ظاهر محروم است ، وقتی در خیابان راه میرود میبینید با چه احتیاطی عصایش را به زمین میزند و قدم بر میدارد ؟ ! ولی همان آدم اگر چشم داشته باشد ، با چه سرعتی در خیابان حرکت میکند ؟ به صورت مارپیچ از لای ماشینها خودش را رد میکند در حالی که یک آدم کور اگر بخواهد از یک طرف خیابان به طرف دیگر آن برود ، نمی تواند مگر دیگری دستش را بگیرد . مستبدها و استعمارگرها سالهای زیاد از ناآگاهی و بی خبری مردم استفاده می کردند مردم ناآگاه و بی خبر بودند ، هر کاری دلش میخواست میکرد ، هر جنایتی مرتکب میشد ، اگر