آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
معتقد باشند و عملا تعصب و تصلب بورزند . حملات اخباریین علیه اصولیین و مجتهدین ، و حملات برخی از فقهاء و محدثین علیه فلاسفه در جهان اسلامی از چنین امری ریشه می گیرد . معتزله علاقه عمیقی به فهم اسلام و تبلیغ و ترویج آن و دفاع از آن در مقابل دهریین و یهود و نصاری و مجوس و صابئین و مانویان و غیر هم داشتند و حتی مبلغینی تربیت میکردند و به اطراف و اکناف میفرستادند . در همان حال از داخل حوزه اسلام وسیله ظاهرگرایان که خود را " اهل الحدیث " و " اهل السن" " مینامیدند تهدید میشدند و بالاخره از پشت خنجر خوردند و ضعیف شدند و تدریجا منقرض گشتند . علیهذا در آغاز امر ، یعنی تا حدود اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم ، یک مکتب کلامی معارض با معتزله آن گونه که بعدها پیدا شد وجود نداشت . تمام مخالفتها با این نام صورت میگرفت که افکار معتزله بر ضد ظواهر حدیث و سنت است . رؤساء اهل حدیث مانند مالک بن انس و احمد بن حنبل اساسا بحث و چون و چرا و استدلال را در مسائل ایمانی حرام میشمردند . پس نه تنها اهل السنه یک مکتب کلامی در مقابل معتزله نداشتند ، بلکه منکر کلام و تکلم بودند . در حدود اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری پدیده تازهای رخ داد و آن اینکه شخصیتی بارز و اندیشمند که سالها در نزد قاضی عبدالجبار معتزلی مکتب اعتزال را فرا گرفته و در آن مجتهد و صاحب نظر شده بود ، از مکتب اعتزال رو گرداند و به مذهب اهل السنه گرایید و چون از طرفی از نوعی نبوغ خالی نبود و از طرف