آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
عصر مأمون که خود اهل فضل و علم و ادب و فلسفه بود مورد توجه واقع شدند . مأمون ، و پس از او معتصم ، و پس از معتصم واثق از معتزله سخت حمایت کردند و این سه خلیفه خود را معتزلی میخواندند . در همین زمان بود که بحث داغی بالا گرفت که دامنهاش در تمام اقطار کشور عظیم آنروز اسلامی گسترش یافت . و آن اینکه آیا کلام خدا از صفات فعل است یا از صفات ذات ؟ و آیا کلام خدا حادث است و یا مانند علم خدا و قدرت و حیات او قدیم است ؟ و در نتیجه آیا قرآن که کلام خدا است مخلوق و حادث است یا قدیم و غیر مخلوق ؟ معتزله معتقد بودند که کلام خدا مخلوق است ، پس قرآن مخلوق و حادث است و اعتقاد به قدیم بودن قرآن کفر است . مخالفین معتزله بر عکس معتقد بودند که قرآن قدیم است و غیر مخلوق . مأمون به حمایت از معتزله بخشنامهای صادر کرد که هر کس معتقد به قدم قرآن باشد تأدیب شود . افراد زیادی به زندان افتادند و شکنجه دیدند . معتصم و واثق نیز روش مأمون را دنبال کردند ، و از جمله کسانی که در این دوره به زندان افتادند احمد بن حنبل معروف بود . تا نوبت به متوکل رسید . متوکل بر ضد معتزله گرایش پیدا کرد و اکثریت مردم با معتزله مخالف بودند . معتزله و طرفدارانشان منکوب بلکه قلع و قمع شدند . خونها در این فتنه ریخته شد و خانمانها به باد رفت . مسلمین این دوره را دوره " محنت " نامیدند . معتزله پس از این جریان کمر راست نکردند ، میدان برای همیشه به دست مخالفینشان که " اهل السنة " و " اهل الحدیث " خوانده میشدند افتاد . در عین حال برخی شخصیتهای بارز در