آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
لااقل بر عنصر آزادگی و غنای نفس تکیه دارد ، هر چند تعبیری نارسا از آن دارد و به افراط کشیده میشود . ولی در فلسفه اپیکور هیچ عنصری متعالی دیده نمیشود . و لهذا به همان معنی که مکتب شک ، فاقد نظریه اخلاقی است ، اپیکوریسم نیز فاقد نظریه اخلاقی است . در باب فلسفه لذت از دو نظر میتوان بحث کرد : یکی از نظر روانشناسی و یکی از نظر اخلاقی . آنچه از نظر روانشناسی مطرح است این است که آیا محرک اصلی انسان در همه کارها ، و غایت نهائی انسان از هر فعالیتی لذت و یا فرار از الم است یا نه ؟ بحث دلکشی است که فعلا مجال بحث در آن نیست ، و تحقیق این است که چنین نیست . اما از جنبه اخلاقی ، آنچه مطرح است این است که آیا خیر و خوبی و فضیلت مساوی است با لذت ؟ و به عبارت دیگر آیا آنچه ارزش ذاتی دارد لذت است یا نه ؟ البته جواب این پرسش نیز منفی است . این نکته را لازم است اضافه کنیم که نظر به اینکه در عصر ما اپیکوریسم به مفهوم عامیانه و مبتذلش عملا رایج شده است ، عدهای میخواهند برخی بزرگان اندیشه و فلسفه و عرفان را منسوب به این مکتب نمایند ، مثلا خیام و یا حافظ را . مدعی هستند که خیام و حتی حافظ مردانی لذت پرست ، دم غنیمت شمار و لاابالی بودهاند . مخصوصا درباره خیام عقیده بسیاری همین است . آنچه مسلم است این است که خیام ریاضیدان فیلسوف چنین نبوده و چنین نمیاندیشیده است . از ظاهر اشعار منسوب به