آشنایی با علوم اسلامی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤
" فروتنی " حد وسط میان "تکبر" و " تن به حقارت دادن " است [١] .
ارسطو ، برخلاف افلاطون ، معتقد است که علم و معرفت برای تحصیل فضیلت
شرط کافی نیست ، علاوه بر آن باید نفس را به فضیلت تربیت کرد ، یعنی
باید در نفس ملکات فضائل را ایجاد نمود ، باید کاری کرد که نفس به
فضائل که رعایت اعتدالها و حد وسطها است ، عادت کند و خوبگیرد ، و این
کار با تکرار عمل میسر میشود .
شک نیست که نظریه ارسطو جزئی از حقیقت را دارد ، ولی شاید ایراد
عمدهای که میتوان بر نظریه اخلاقی ارسطو گرفت این است که ارسطو کار علم
اخلاق را تنها تعیین بهترین راهها ( یعنی راه وسط ) برای وصول به مقصد که
سعادت است دانسته است . یعنی ارسطو مقصد را تعیین شده دانسته است .
اخلاق ارسطوئی به انسان هدف نمیدهد ، راه رسیدن به هدف را مینمایاند ، و
حال آنکه ممکن است گفته شود که یک مکتب اخلاقی وظیفه دارد که هدف
انسان را هم مشخص کند ، یعنی چنین نیست که انسان از نظر هدف نیازی به
راهنمائی نداشته باشد .
به علاوه ، در اخلاق ارسطوئی ، از آن نظر که هدف را سعادت تعیین کرده
است و فرض را بر این دانسته است که انسان دائما در پی خوشبختی خویش
است ، باید بهترین راه وصول به خوشبختی را به او نشان داد ، در حقیقت
اساسیترین عنصر اخلاق یعنی قداست را از اخلاق گرفته است . " اخلاق ة
قداست خود را ، از راه نفی " خودی " و " خودخواهی " و به عبارت
دیگر از راه بیرون
[١] برای تعیین حد وسطها و افراط و تفریطها در اخلاق ، رجوع شود به کتاب " جامع السعادات " مرحوم حاج ملاهادی نراقی ، و به جلد اول ة المیزان " .