مناظره و گفتگو در اسلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣
.امام عليه السلام : راجع به اوضاع كشورهاى ديگر ، بيش از بازرگانان است و مى دانم كه در هر كشور ، چه نوع كالايى توليد مى شود و كدام يك را مى توان به كشورهاى ديگر برد تا سود [ بيشترى ] به دست آيد . از بازرگانان اين شهر بپرس كه : در اصفهان و ارزنة الروم و كيليكى ، چه نوع كالايى توليد مى شود كه خريد آن از لحاظ تجارى براى بازرگانى كه آنها را وارد جزيره العرب مى نمايد ، سود دارد ؟ من تصوّر نمى كنم كه آنها بتوانند به تو پاسخ بدهند ؛ براى اين كه بازرگانان اين جا ، فقط كالاهاى ممالك شام و مصر و جزيره و بين النهرين را مى شناسند [١] و از كالاهاى ممالك ديگر كه وارد كردن آنها به جزيره العرب سود دارد ، بى اطلاع هستند؛ ولى من مى دانم در كشورهاى خارجى چه كالاهايى وجود دارد كه مى توان آنها را به اين جا آورد و فروخت و سود برد، و نيز مى دانم كه آن كالاها را از چه راهى بايد وارد نمود كه هزينه حمل آنها ، كمتر باشد . تو گفتى من از تبليغ خداپرستى قصد فريب دادن مردم را دارم تا به ثروت برسم. در پاسخ تو مى گويم : از روزى كه من مردم را تبليغ مى كنم تا امروز ، از هيچ كس ، غير از هداياى كوچك ، آن هم از نوع ميوه دريافت نكرده ام . تصديق مى كنى كه كسى يك عمر ، مردم را تبليغ به خداپرستى نمى كند تا در عوض در هر سال چند دانه انار
[١] مقصود ، علم شيمى است كه امام ششم عليه السلام در آن دست داشت . (م )[٢] مقصود از جزيره ، قسمت شمالى بين النهرين است. چون در قديم ، رودخانه ها اين قسمت را از سه طرف احاطه مى كردند، عرب ها نام «جزيره» را بر آن نهاده بودند .(م )