جهاد در قرآن

جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٨٨

آن را در مشك ريختم و با خود عهد كردم كه از آن ننوشم تا محبوبم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از آن بنوشد. حضرت در حق او دعا كرد. «١» در صحنه عاشورا نيز نمونه بارز آن، نخوردن آب و تحمل تشنگى حضرت ابوالفضل عليه السلام در كنار شط فرات بود، به طورى كه با وجود دسترسى به آب و عطش فراوان به دليل تشنگى امام و فرزندان آن حضرت از نوشيدن آب صرف‌نظر كرد.
نمونه ديگرى از عشق‌ جهاد در قرآن ٩٨ امدادهاى غيبى در جنگ ص : ٩٧ به فرمانده در حماسه عاشورا، سخنان ياران آن حضرت در وفادارى نسبت به ايشان بود. آنان پس از شنيدن سخنان مقتدا و رهبر خويش كه به ايشان اجازه رفتن از ميدان كربلا را داد، سخنان پرشورى كه حكايت از عمق وفاداريشان نسبت به حضرت داشت، بر زبان راندند. به عنوان مثال مسلم بن عوسجه در بخشى از سخنانش اظهار داشت:
به خدا سوگند! اگر بدانم كه كشته مى‌شوم، پس از آن زنده مى‌شوم و سپس زنده زنده سوزانده شده و (خاكسترم) پراكنده مى‌شود و اين عمل هفتاد بار با من انجام شود، از تو جدا نخواهم شد، تا اينكه مرگ را در راه تو ملاقات كنم و چگونه اين گونه عمل نكنم، در حالى كه يك كشته شدن و سپس كرامت ابدى در پى آن است. «٢» زهير بن قين نيز برخاست و گفت:
به خدا قسم! دوست داشتم كشته مى‌شدم سپس زنده شده، بار ديگر كشته مى‌شدم تا هزار بار و خداوند با كشته شدن من، كشته شدن را از جان تو و جوانان اهل بيت تو دفع مى‌كرد. «٣» ٣- نصيحت و خيرخواهى: فرمانبران ارتش اسلام، در حضور و غيبت فرماندهان خود، خيرخواه آنان هستند و هيچ گاه مطلبى را كه به صلاح جبهه اسلام است، از فرمانده خود پنهان نمى‌كنند و اطلاعات و خبرهاى خويش را در اختيار او مى‌گذارند و از صميم دل و تا آخرين لحظه براى تقويت جبهه خودى مى‌كوشند.