جهاد در قرآن - فرازی حیدری - الصفحة ٢٨
تشكيل داده و با هم زندگى مىكنند؛ مانند حق دفاع از استقلال و تماميّت ارضى، زبان، فرهنگ، آداب و رسوم و ...
ج- حقوقى كه مربوط به نوع انسانى است و مخصوص افراد يا گروهها يا جامعه خاصى نمىشود؛ از اين حقوق به حقوق انسانيّت يا بشر تعبير مىشود به عنوان مثال، آزادى انسان يكى از اين حقوق است. اين مطلب امروزه در جهان مورد قبول واقع شده و اگر در گوشهاى از جهان حق آزادى عدهاى سلب شود، گروهها و ملّيتهاى فراوانى در نقاط ديگر دنيا از آن عده حمايت مىكنند و براى دفاع از حقوق آنان اعتراض و اقدام مىكنند. «١» نيز هيچ كس افراد را به خاطر دفاع از آزادى ديگران محكوم نكرده و بلكه كسانى را كه در راه آزادى ديگران تلاش مىكنند، و گاهى خود را در اين مسير به مخاطره مىاندازند، تحسين مىنمايند.
رسيدن به رشد و كمال انسانى و دريافت حقايق الهى و برنامههاى دينى، از جمله حقوق اساسى همه انسانهاست؛ يعنى همه انسانها حق دارند كه با كمال آزادى، به دعوت الهى گوش فرا داده و با تعقل و سنجش، آن را انتخاب كنند؛ حال اگر فرد يا گروهى مانع رسيدن نداى حق به ديگر انسانها شوند، در حقيقت حق آنها را سلب كردهاند؛ به همين دليل، مسلمانان مجازند براى برخوردارى مردم تحت ستم از حقوق حقيقىشان، با ستمگرانى كه مانع آن شدهاند بجنگند، تا انسانها از حق طبيعى «انتخاب دين» بهرهمند شوند. «٢» قرآن مجيد از اين جهاد با عنوان «رفع فتنه» ياد كرده، مىفرمايد:
«وَ قاتِلوُهُمْ حَتَّى لا تَكوُنَ فِتْنَةٌ وَ يَكوُنَ الدّينُ لِلَّهِ» «٣» چنين جهادى نيازمند به درخواست و تظلّم ملتهاى زير ستم ندارد، بلكه تشخيص