مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٣
تو بيايى هنوز حقايق قرآنى بسيارى، مكتوم مانده است و در آن روز، تو اين گنج را بيرون خواهى آورد «يا ميثاق اللّه، ألّذى أخذه و وكّده» اى پيمان مقدس خدا كه از خلق گرفت و محكم و مؤكّد گرفت. تو ميثاق خدا هستى. «ألسّلام عليك حين تصبح و تمسى» درود بر تو آنگاه كه صبح را شب و شب را صبح مىكنى، هر صبح و هرشب بر تو درود،- ألسّلام عليك حين تقوم و تقعد، حين تصّلى و تقنت، حين تركع و تسجد» درود بر تو، ايستاده و نشسته بر تو سلام، سلام بر تو آنگاه كه نماز مىگزارى و قنوت مىخوانى، سلام بر سجده تو و بر ركوع تو.
در ابتداى دعاى ندبه خطاب به خدا مىگوييم: خدايا تو به اولياى خود نعمت و ولايت دادى، منتها آن را مشروط كردى! با آنها شرطى كردى و آنان نيز شرط تو را پذيرفتند. «بعد أن شرطت عليهم الزّهد، فى درجات هذه الدّنيا الدّنيّة» تو آن نعمت بزرگ را به اولياى خود مىدهى، اما مشروط به اينكه آنان اهل زهد و وارستگى باشند و به دنبال قدرت، ثروت و شهرت دنيا براى خود نباشند، و معتقد به اصالت لذّت و سود براى خود نباشند چون با دهان چرب و با طمع قدرت و وسوسه رياست و محافظهكارى و دنياطلبى، نمىتوان به ولايت خدا رسيد «فشرطوا لك ذلك» آنان اين شرط را با تو پذيرفتند «فقبلت» تو نيز قبول كردى و پذيرفتى. پس پيمانى بين تو و ياران تو در زمين بسته شده است كه آنها درپى چيزى براى خود نباشند و هرچه هست صرفا براى سعادت مردم باشد و به دنبال تأمين حقوق مردم و مصالح بشريّت باشند نه كار و بار خودشان و دكّان باز كردن براى خود.
اين پيمانى بود كه تو از آنها گرفتى. «و علمت منهم الوفاء» مردان و زنانى را مىشناختى كه به اين پيمان، وفا خواهند كرد و آنان وفا كردند. خدايا تو پيامبرت