نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٨٥ - ١٢٤ (١١٢٤)- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است در ترغيب اصحاب خود بجهاد (و تعليم آداب و رسوم جنگ)
شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت به سلامت نمىمانيد (اگر بجهاد نرفته در راه خدا شمشير نزنيد از عذاب ابدىّ نمىرهيد) و (از چه رو براى شمشير زدن و جلوگيرى از دشمن خود را آماده نمىسازيد در حالتى كه) شما اشراف عرب و كوهانهاى بزرگ (بلند قدر) هستيد، (٩) بتحقيق فرار (از جنگ) سبب خشم خدا (دورى از رحمت حقّ تعالى) و ذلّت و بيچارگى و عار و ننگ هميشگى است، (١٠) و بعمر و زندگانى فرار كننده افزوده نمىشود و فرار مانع از مرگش نمىگردد، (١١) رونده بسوى خدا (جهاد كننده را بايد شوق) مانند تشنهاى باشد كه به آب مىرسد، (١٢) بهشت زير جوانب نيزهها است (پس طالب سعادتمندى و بهشت جاويدانى نبايد از جنگ و كشته شدن در راه خدا فرار نمايد) (١٣) امروز خبرها آشكار مىگردد (در موقع شمشير زدن و كشتن و كشته شدن درستى و نادرستى گفتار هر كس هويدا ميشود) (١٤) سوگند بخدا اشتياق من به ملاقات آنها (دشمنان) بيشتر است از اشتياق ايشان به شهرهاشان. (١٥) بار خدايا اگر ردّ حقّ كرده و در صدد دشمنى با آن هستند جمعيّتشان را پراكنده ساز و اختلاف كلمه ميانشان انداز، و آنها را به گناهانشان هلاك فرما كه (١٦) ايشان از موقفهاى خود هرگز دور نمىشوند (از تصميم بفتنه و فساد دست بر نمىدارند، پس اگر شما ياران من با آنها جنگ نكرده متعرّضشان نشويد) بى نيزه زدن پياپى كه جان از تن دشمن خارج شود و بى شمشير زدنى كه كاسه سر را بشكافته استخوانها را خرد و بازوها و قدمها را قطع نمايد (تباهكارى خود را ادامه داده شما را مغلوب خواهند نمود) (١٧) و از جاهاى خود حركت نمىكنند تا اينكه لشگرها دسته دسته و پياپى با آنها روبرو شده و سپاهيان بيشمار با اسبهاى يدكى كه براى نصرت و يارى از هر كجا تهيه شده در عقب دارند با آنان بجنگند، (١٨) و تا اينكه لشگر بسيار كه در پى لشگر كلان است (و پنج سمت آنها يعنى جلو و عقب و راست و چپ و قلبشان منظّم و آراسته مىباشد) به شهرهاى ايشان وارد شوند، (١٩) و تا اينكه اسبها با سمها زمينهاى پهلوى يكديگر (خانهها) و دور تا دور چراگاههاى حيوانات ايشان را بكوبند. (خلاصه بهمه چيز آنها تسلّط يابند. سيّد رضىّ فرمايد:)