نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٣٦٥ - قسمتى از اين خطبه است (كه از پيدايش حجّاج ابن يوسف و تسلّط و ستم او بر اهل كوفه خبر داده، و آنان را از نتيجه كردار زشتشان آگاه ساخته مى فرمايد)
قسمتى از اين خطبه است (كه از پيدايش حجّاج ابن يوسف و تسلّط و ستم او بر اهل كوفه خبر داده، و آنان را از نتيجه كردار زشتشان آگاه ساخته مىفرمايد):
(٤) اگر بدانيد آنچه من مىدانم از نهان آنچه بر شما آشكار نيست (فتنه حجّاج) هر آينه (از خانههاى خودتان و خوابيدن بر بالين چشم پوشيده) بسوى خاكها (بيابانها) مىرويد (از اضطراب و نگرانى زندگانى در بيابانها را بر شهرها ترجيح مىدهيد، و) بر كردههاى (زشت) خويش (پيروى نكردن از دستور امام خود كه به ستم و خونريزى حجّاج منتهى خواهد شد) گريه مىكنيد، و چون زنهاى فرزند مرده لطمه به سينه و رو مىزنيد، و اموال خود را بى نگهبان و بدون سرپرست رها مىنماييد، (٥) و هر مردى از شما چنان بخود گرفتار و بيچاره است كه بديگرى متوجّه نمىباشد، ولى (اكنون آسوده نشسته نگران نيستيد، چون آنچه من مىدانم نمىدانيد، و) پند و اندرزى كه بشما دادهاند (امريّه رسول اكرم در باره اطاعت و پيروى از امام) فراموش كرديد، و از آنچه شما را بر حذر داشتهاند (كه بر اثر رفتار ناپسنديده خلفاء جور و ستمگر بالأخره بر شما مسلّط خواهند شد) ايمن گشتيد، پس رأى و انديشه شما سر در گم و كارتان پراكنده و درهم گرديد (در امور زندگانى نمىدانيد چگونه رفتار نمائيد، و بپاى خود ميان آتش فتنه و فساد رفته و دشمن را بر خويش مسلّط خواهيد نمود) (٦) و (چون اين رويّه شما ننگ آور است) دوست دارم كه خدا ميان من و شما را جدائى افكنده و مرا بكسيكه سزاوارتر است از شما بمن (حضرت رسول و حمزه و جعفر و آنهائى كه زير بار ظلم و جور نرفتند) ملحق گرداند (زيرا آنان): (٧) بخدا سوگند مردمانى بودند داراى رأى و انديشههاى پسنديده و حلم و بردبارى بسيار، و گفتار بحقّ و راست كه ظلم و ستم روا نمىداشتند (در راه گمراهى قدم نمىنهادند) (٨) بر راه راست رفتند در حالت سبقت و پيشى گرفتن، و بر راه روشن (هدايت و رستگارى) شتافتند، پس بآخرت جاويدان و بعيش و خوشى نيكو و گوارا دست يافتند (بهشت نصيب آنان گشت) (٩) آگاه باشيد سوگند بخدا (بر اثر سستى و سهل انگارى در امر جهاد و جلوگيرى نكردن از ستمگران كارتان بجائى رسد كه) پسرى از قبيله بنى ثقيف (حجّاج ابن يوسف) بر شما مسلّط خواهد گرديد كه از روى تكبّر و تبختر جامه بروى زمين كشد و از حقّ رو گردانيده جور و ستم بسيار نمايد، سبزه شما را مىخورد (مالتان را تصرّف مىنمايد) و پيه شما را آب ميكند (شما را همواره بظلم و ستم گرفتار