ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٩٤ - ٢ - تشريع يا صدور احكام مشتمل بر دو عنوان ١ - از بعثت تا هجرت به اين اجمال درجات و مراحل بعثت تحقيق در نخستين روز بعثت - نخستين سوره نازله - وضو و نماز - نمازگزاران سه سال اول اسلام - احكامى كه مهاجران ، در حبشه آن را بر شمرده اند - آشكار شدن نماز و طواف - معراج و اقوال مربوط به آن - وجوب نمازهاى پنجگانه در شب معراج - نماز شب در صدر اسلام - نماز جمعه و زمان اقامه آن - چند حكم ديگر اسلامى كه بيشتر از هجرت صدور يافته - روش تبليغ نخستين مبلغان اسلام در مدينه - آداب داخل شدن بدين اسلام - قضيه وليد بن مغيره - برخى از احكام كه در سوره هاى مكى مىباشد - سوره هاى مكى - فائده دانستن سوره هاى مكى و ترتيب آنها
پس اگر پسنديدى و خوشت آمد آن را به پذيرى و اگر ناپسندت افتاد ما گفتهء ترا گردن نهيم ؟ اسيد بنشست ، مصعب يك سوره از قرآن بخواند وى چنان دل باخته شد كه بر فور گفت وقتى به اين كار داخل مىشويد چه مىكنيد ؟ مصعب پاسخ داد : « نغتسل و نلبس ثوبين طاهرين و نشهد الشّهادتين و نصلَّي ركعتين » اسيد خود را با همان جامه كه بر تن داشت به چاه افكند و شستشو داد و بيرون آمد و جامه بفشرد و شهادتين بگفت و دو ركعت نماز بگزارد و بسوى سعد معاذ برگشت .
« سعد چون او را از دور بديد گفت اسيد دگرگون به نظر مىآيد . پس از گفتگوى اسيد با سعد وى براى ديدن مصعب حاضر شد و بدانجا رفت و مصعب * ( حم تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . . ) * بر وى بخواند . مصعب گفت به خدا سوگند اسلام را در چهرهء سعد پيش از اين كه به سخن در آيد ديديم . سعد به منزل فرستاد تا دو جامهء پاك براى او آوردند پس غسل كرد و شهادتين گفت و دو ركعت نماز به جا آورد . . » .
اين قسمت كه از على بن ابراهيم نقل شده و خلاصهء مفاد قسمتى از آن در اينجا آورده شد ، نيز مىرساند كه چند حكم مهم فقه اسلامى قبل از هجرت به مدينه صدور يافته و ابلاغ شده بوده است اين احكام عبارت است از : ١ - وجوب احسان به والدين ٢ - حرمت قتل اولاد ٣ - حرمت عمل فحشاء ٤ - حرمت قتل نفس به ناحق ٥ - حرمت تصرف در مال ايتام مگر بوجه احسن ٦ - وجوب وفاء به كيل و ميزان ٧ - وجوب عدل ٨ - وجوب وفاء بعهد .
بعلاوه ، از آن چه نقل شد [١] چنين استفاده مىشود كه در هنگام ورود بدين مقدس اسلام پيش از اداء شهادتين ، غسل و پس از آن نماز كه اول براى تشريفات بر زبان راندن كلمات شريفه و دوم براى سپاس گزارى بر موفق شدن به اداء آنها مىبوده معمول و مورد امر و حكم ( وجوبى يا استحبابى ) پيغمبر ( ص ) بوده است .
[١] و در تاريخ طبرى و غير آن نيز قريب به همان مفاد ياد شده است .