ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٢٥ - سنت و روايت آن و استناد بسنت و حديث معانى سنت بحسب لغت و اصطلاح - عللى كه براى منع از جمع حديث تصور شده - نخستين تأليف در اسلام - كتاب حديث على عليه السلام و برخى از كلمات آن - جلوگيرى در خليفه اول از تدوين حديث - نظر مؤلف درباره تدوين حديث در زمان پيغمبر ( ص ) - دلائل لزوم جمع و تدوين حديث - امتياز اسلوب قرآن و حديث - مطالب سه گانه راجع بحديث - استشهاد درباره حديث
اشتهار يافته كه مىگفته است : « فإن استقمت فاتبعونى و إن زغت فقومونى [١] » اگر راه راست رفتم مرا پيروى كنيد و اگر كج شدم مرا راست سازيد . و هم ابو بكر در مورد « كلالة » گفته است : « اقول فيها برأيي فان أصبت فمن الله و ان اخطأت فمنّى و من الشيطان :
الكلالة ما دون الولد و الوالد [٢] » در اين مساله رأى خود را مىگويم اگر به واقع برسم از جانب خدا است و اگر بر خطا روم از من و از شيطان مىباشد : كلالة را حقّ از فرزند و پدر كمتر است .
جلال الدين سيوطى ، در كتاب « تاريخ الخلفاء » ، از واقدى كه او به طرقى چند قصهء « عهد » ابو بكر را براى خلافت عمر « اخراج » كرده ( پس از نقل دستور دادن او به عثمان كه
[١] - جلال الدين سيوطى ، در كتاب « تاريخ الخلفاء » بنقل ابن سعد از حسن بصرى خطبهاى را كه ابو بكر پس از بيعت به خلافت گفته آورده در جملهء آن خطبه چنين گفته است : « و لست بخير من احدكم ، فراعونى ، فاذا رأيتموني استقمت فاتّبعونى و اذا رأيتموني زغت فقوّمونى ، و اعلموا انّ لي شيطانا يعترينى » و همو از ابن سعد از ابن سيرين آورده كه در جمله گفته است : « و انّ أبا بكر نزلت فيه قضية فلم يجد لها فى كتاب اللَّه اصلا ، و لا فى السنة اثرا ، فقال اجتهد برأيى فان يكن صوابا فمن اللَّه ، و ان يكن خطا فمنى ، و استغفر اللَّه » .
[٢] شيخ مفيد ، در كتاب « العيون و المحاسن » ، از عمرو بن بحر ( جاحظ ) نقل كرده كه او در كتاب « الفتيا » از استاد خويش ابراهيم بن سيّار ( نظَّام ) مواردى را كه در آنها دو خليفهء اول به « رأى » ، عمل كرده بلكه در يك مورد رأيهاى مختلف داده و عمل نمودهاند نقل كرده از آن جمله عبارت مورد « كلاله » را چنين آورده « اقول فيها برأيى فان كان صوابا فمن اللَّه ، عزّ و جلّ ، و ان كان خطأ فمن قبلى : الكلالة ما دون الوالد و الولد » جلال الدين سيوطى ، در كتاب « تاريخ الخلفاء » چنين آورده است « و اخرج البيهقى و غيره عن ابى بكر انه سئل عن الكلالة ؟ فقال : انى اقول فيها برأيى فان يكن صوابا فمن اللَّه ، و ان يكن خطأ فمنّى و من الشيطان : اراه ما خلا الولد و الوالد » آنگاه گفته است : « فلمّا استخلف عمر قال : انى لأستحيي ان اردّ شيئا قاله ابو بكر »