ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٤ - ٥ - علّت صورى قانون
بر آن وقوف نمىبوده پس حضرت بذكر لوازم و آثار پرداخته تا بدين وسيله از « فقه » تعريف به عمل آيد و اگر معنى « فقه » و منظور از آن اطلاع بر فتاوى غريبهء فرعيه و استحضار اقوال مختلفه مىبود به اين شرح و تفسير نيازى نمىافتاد » ابن هشام [١] در كتاب سيرهء خود ، در ذيل قصهء يوم « الرجيع » ( رجيع نام آبى است در ناحيهاى از حجاز كه به هذيل متعلق مىبوده ) به اسنادش از ابن اسحاق از عاصم بن عمر بن قتاده نقل كرده كه گفته است :
« قدم على رسول الله صلَّى الله عليه و آله بعد احد رهط من عضل و القارى ( قال ابن هشام : عضل و القارى من الهون بن جزيمة بن مدركة و يقال الهون ) فقالوا يا رسول الله انّ فينا اسلاما فابعث معنا نفرا من اصحابك يفقّهوننا فى الدّين و يقرئوننا القرآن و يعلموننا شرائع الاسلام » [٢] .
در اين درخواست كه از پيغمبر ( ص ) شده شرائع اسلام كه همان احكام فقه بمعنى مصطلح است در برابر اقراء قرآن و تفقيه در دين قرار داده شده يعنى در حقيقت اين درخواست ، از تعليم اصول عقائد ( تفقيه در دين ) كه بطور طبيعى مقدم مىباشد شروع و به تعليم فروع كه بلفظ شرائع اسلام از آن تعبير گرديده خاتمه يافته است .
[١] ابو محمد ، عبد الملك بن هشام بن ايوب كه كتاب « السيرة النبويه » خود را از كتاب « المغازي و السير » تأليف ابو بكر ، محمد بن اسحاق كه بحسب منقول از رجال شيخ طوسى از اصحاب حضرت صادق ( ع ) بوده و در سال صد و پنجاه و يك ( ١٥١ ) هجرى قمرى وفات يافته ، جمع آورى كرده است . ابن هشام در سال دويست و هيجده ( ٢١٨ ) وفات يافته است .
[٢] - بحسب نقل مجلسى ، در بحار كازرونى ، در المنتقى نيز اين روايت را از ابن اسحاق آورده است .