ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٥٥ - نمونه هايى از موارد اختلاف احكامى در عهد صحابه با عصر پيغمبر مسئله سه طلاق - مسئله متعه حجّ و نساء - روايات درباره جواز متعه - حكم متعه نسخ نشده است - تحريم متعه از احكام خليفه دوم مىباشد - كسانى از صحابه كه بر اين حكم اعتراض كرده اند - گفته مأمون خليفه عباسى درباره متعه - افزودن يك جمله بر جمله هاى اذان - اسقاط يك جمله از جمله هاى اذان - اسقاط سهم مؤلفه از سهام زكات - اسقاط سهم ذو القربى از سهام خمس - تكبيرات نماز جنازه
٤ - [ تحريم متعهء حج و متعهء نساء ] باز همو در همان كتاب چنين افاده كرده است :
« و از آن جمله مىباشد مسألهء « متعهء حج » و مسألهء « متعهء نساء » كه بر خلاف آن چه در زمان پيغمبر ( ص ) معمول بوده حكم كردهاند » .
آنگاه در مقام بيان و تفصيل اين دو مسأله ، پنج مبحث طرح كرده كه در نخستين مبحث از آن مباحث در بارهء اصل مشروع بودن آنها ، و به اجماع كتاب و سنّت استناد كرده است .
پس در زمينهء « اجماع » گفته است : « امّا الاجماع فلانّ اهل القبلة كافة متّفقون على انّ الله تعالى قد شرع هاتين المتعتين فى دين الإسلام ، و اهل التّوحيد من هذه الامّة قاطبة متصافقون على ذلك بحيث لا ريب فيه لأحد من المتقدّمين و المتأخّرين من كافة المسلمين بل لعلّ ذلك ملحق ، لدى اهل العلم ، بالضروريّات الثّابتة عن سيّد النّبيّين فلا ينكره احد من اهل المذاهب الإسلاميّة مطلقا » كافهء اهل قبله اتفاق دارند كه خداوند اين دو متعه را در دين اسلام مشروع ساخته و قاطبهء اهل توحيد از امّت اسلام ، خواه متقدمان و خواه متاخّران ، اين مطلب را مورد ترديد ندانستهاند بلكه در نزد اهل علم ، اين مسأله از ضروريات اسلام مىباشد و از هيچ كس از پيروان اسلام در بارهء اين كه آن دو ، تشريع شده انكارى نرسيده است .
و در زمينهء « كتاب » ، دو آيه محكمه را آورده است :
يكى آيهء شريفه : * ( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ) * . . * ( ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُه حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * [١] كه ، چنان كه گفته ، ميان اهل اسلام در اين كه اين آيه در بارهء « متعهء حج » نزول يافته خلاف و اختلافى نمىباشد [٢]
[١] آيهء ١٩٢ از سورهء ٢ ( البقره )
[٢] - احمد بن حنبل در كتاب « المسند » خود به اسناد خويش از ابو موسى چنين آورده كه عمر گفته است : « هى سنة رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و سلم ( يعنى المتعة ) و لكني اخشى ان يعرّسوا بهنّ تحت الاراك ثم يروحوا بهن حجّاجا » ( حديث ٣٤٢ ) و در حديث ٣٥١ به اسناد خويش از ابراهيم بن ابى موسى از ابو موسى حديث كرده كه « انه كانه يفتى بالمتعة . فقال له رجل : رويدك ببعض فتياك فانك لا تدرى ما احدث امير المؤمنين فى النّسك بعدك ! حتّى لقيه بعد ، فساله . فقال عمر : قد علمت انّ النبي صلى اللَّه عليه و سلَّم قد فعله و اصحابه ، و لكنّي كرهت ان يظلَّوا بهنّ معرّسين فى الاراك ثمّ يروحون بالحج تقطر رؤسهم . » و در حديث ٣٦٩ به اسنادش از ابى نضره چنين آورده : « قلت لجابر بن عبد اللَّه : ان ابن الزبير ينهى عن المتعة و انّ ابن عباس يا مر بها . قال : فقال لي : على يدى جرى الحديث تمتّعنا مع رسول اللَّه ( ص ) . قال عفان : و مع ابى ابكر فلمّا ولى عمر خطب الناس فقال : ان القرآن هو القرآن و ان رسول اللَّه ( ص ) هو الرسول و انهما كانتا متعتان على عهد رسول اللَّه ( ص ) : إحداهما متعة الحج و الاخرى متعة النّساء »