ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٧٣ - روزه ماه رمضان - روزه در جاهليت و در اديان و ملل ديگر - چگونگى روزه در اسلام - حكم روزه در سفر و منشا اختلاف در رخصت و عزيمت بودن آن - آيات مربوط به روزه در اسلام - قول به اينكه هر كس اول ماه را حاضر باشد روزه تا آخر ماه بر او واجب مىشود هر چند در بين ، مسافر شود - احكامى مربوط به روزه - اعتكاف - نماز عيد - زكات فكر
آياتى كه در بارهء اين موضوع وارد شده نخست آيهء ١٧٩ از سورهء البقره مىباشد كه ياد شد و پس از آن چند آيهء ديگر است كه در اينجا ياد مىشود :
اول - آيهء ١٨٠ از سورهء البقره * ( أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَه فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَه . وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * .
پس از اين كه به اصل وجوب در آيهء پيش تصريح شده و حكمت آن مورد اشاره واقع گرديده در اين آيه احكامى چند راجع بعدد ايام و حكم مريض و مسافر و كسانى كه روزه ، بر ايشان مايهء مشقت زياد باشد بطور اجمال ايراد گرديده است .
تبيين اين كه عدد قطعى آن ايام چه اندازه مىباشد ؟ و حد مرض و سفرى كه موجب افطار مىگردد چيست [١] ؟ به عهدهء سنت يا آياتى ديگر موكول شده است و هم از لحاظ اين كه
[١] - فاضل مقداد گفته است : « قيل : مطلق المرض مبيح للإفطار ، حتى ابن سيرين افطر فقيل له : فاعتذر بوجع اصبعه . و قال : مالك ، و قد سئل : الرجل يصيبه الرمد الشديد او الصداع المضر و ليس به مرض يضجعه ، فقال : انه فى سعة من الافطار . و قال الشافعي : لا يفطر حتى يجهد الجهد الغير المحتمل . و الاصح عندنا : انه ما يخاف معه الزيادة او عسر البرء » ابو الفتوح در ذيل تفسير آيهء ١٨١ از سورهء البقره چنين آورده است . « خلاف كردند در حد آن بيمارى كه به آن افطار شايد كردن بعضى گفتند : هر بيمارى كه باشد اندك و بسيار . و حسن بصرى و ابراهيم نخعى گفتند : هر بيمارى كه به آن نماز نتواند كردن بر پاى ، آنجا افطار بايد كردن و چون نماز تواند كردن ، بر پاى افطار نشايد كردن . عطاء گفت : در نزد ابن سيرين شدم ، در ماه رمضان ، نان مىخوردم گفتم چرا ؟ گفت : انگشتم درد مىكند . و مذهب ما و شافعى آنست كه هر بيمارى كه داند به آن بيمارى زياده شود و روزه زيان دارد بيمارى را ، افطار بايد كردن از هر نوع كه باشد اگر در تن باشد و اگر در اطراف و اگر درد چشم و دندان باشد و اعتبار به اين است كه گفته شد ، و * ( الإِنْسانُ عَلى نَفْسِه بَصِيرَةٌ »