ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٥٠ - ميراث - چگونگى ميراث در جاهيت - ميراث بمعاهده و حلف - ثوارث بمؤاخات و نسخ حكم آن
توليدى و سببى يا قراردادى و سوگندى بى وجود اين رابطه ، بى فايده و در حكم عدم رابطه مىباشد توارث بر اساس اين رابطه استوار گرديد و مفاد * ( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ) * [١] كه ، به اعتبار وصف عنوانى موضوع ، حقيقتى است دور از شائبهء مجاز به منصّهء عمل آمد بلكه براى اين كه فهمانده شود كه صرف ايمان قلبى و ادّعاء آن براى توليد اخوّت حقيقى و توارث مالى ، كافى نيست و بايد ايمان با عمل خارج ( از خود و از دارايى گذشتن ) توام گردد توارث ميان اهل ايمان را هم به مهاجران و انصار كه دستهء اول بجهاد به گذشتن از مال و جان و هجرت ، ايمان خود را ابراز داشته و دستهء دوم به گذشتن از خانه و جا دادن به مهاجران و نصرت پيغمبر و ياران ، ايمان خويش را نشان دادند اختصاص داد و كسانى را كه ايمان آورده ليكن در مكه مانده و هجرت نكرده بودند در آغاز هجرت از ارث بردن از مهاجران مؤمن ، محروم كرد . اين حقيقت در آيهء ٧٣ از سورهء الانفال آورده شده بدين بيان * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهاجَرُوا وَجاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ الله وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا . . ) * .
ابو الفتوح در ذيل آيهء ٧٤ از سورهء الانفال * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ . ) * چنين گفته است : « ابن زيد گفت مؤمن نامهاجر از مؤمن مهاجر ميراث نگرفتى اگر چه برادران بودندى تا رسول عليه السلام مكه بگشاد آنگه برخاست و حكم او زائل شد ميراث به خويشى و رحم افتاد . . » حكم توارث ميان برادران دينى و ايمانى چنان كه گفته شد ، به اتفاق در سال اول هجرت ، وضع و ابلاغ گرديد تا آنگه بقول مشهور بعد از غزوهء بدر ٢ ( كه اسلام قوتى يافت و اهميت رابطهء ايمانى و دينى آشكار گرديد ) و به گفتهء ابن زيد ( كه هم اكنون
[١] - آيه ١٠ از سوره ٤٩ ( الحجرات ) ( ٢ ) - مقريزى گفته است : « و كانت المؤاخاة بعد مقدمه بخمسة اشهر و قيل : بثمانية اشهر ثم نسخ التوارث بالمؤاخاة بعد بدر »