ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ١٦ - ٢ - علت غائى ايجاد قانون ضرورت وجود قانون - فوائد پنجگانه قانون - فعل و انفعال قانون و اجتماع - اقتضاء اجتماع ، طبعى انسانست - مساعدت و معاضدت در اجتماع ، ضروريست - تفسير ١٧١ عدل ١٨٧ در كلمات بزرگان - قانون بايد الهى باشد - اثبات لزوم شريعت بطريق حكيمان - اعتراض بر دليل حكماء - تحقيق مؤلف در طريق اثبات قانون الهى - كاملترين غرض از وضع قانون در نظر مؤلف و بيان ١٧١ كمال اول ١٨٧ و ١٧١ كمال دوم ١٨٧ براى اجتماع - اجتماع جز از راه قانون الهى بكمال لائق نميرسد - فقه اسلام ، سعادت حقيقى افراد و كمالات ثانوى اجتماع را تأمين مىكند
و از طرفى ديگر اگر به ثبوت رسد عظمت مقام فقه اسلامى كه يكى از آن مشروعات بلكه كاملترين آنها مىباشد ثابت و روشن مىگردد بعلاوه روشى كه در استدلال بر اين موضوع اختيار كرده و گفتهايم شايد ديگرى نگفته و در غير اين اوراق ياد نشده باشد پس بى فايده نيست كه در اينجا اين موضوع را با آن روش استدلال روشنتر سازيم :
براى هر چيز ممكن است كمالاتى مترتب و در طول هم موجود باشد كه نخستين آنها در اصطلاح به نام « كمال اول » خوانده مىشود و از مراتب بعد بطور اطلاق گر چه فى المثل در مرتبه صدم باشد بعنوان « كمال ثانى » تعبير مىگردد [١] .
منظور از كمال نخست هر چيز ، حالت و وصفى است كه قوام آن چيز به آن وصف باشد مانند صور نوعيه و فصول منوّعه فى المثل شكل و هيئت شمشير نسبت بدان كمال اول آن مىباشد .
مراد از كمال دوم هر چيز ، اوصاف و حالاتى است كه پس از كمال اول براى آن چيز وجود پيدا مىكند مانند اعراض عامه و خاصه فى المثل تيز بودن و صيقل و گوهر داشتن شمشير كمال دوم آن مىباشد .
اجتماع كه مورد بحث و محل توجه است دو گونه كمال دارد :
١ - كمال اول ٢ - كمال دوم كمال اول اجتماع عبارت است از اين كه گروهى از افراد بشر فراهم آيند و با هم مشاركت و معاونت كنند و اين معنى حاصل مىگردد به قانونى كه تكاليفى متبادل و وظائفى متقابل براى آنها ثابت و مقرر دارد و به عبارتى ديگر از تعدى و تجاوز بر يكديگر ، كه مستلزم هرج و مرج و اختلال اجتماع است ، جلو گيرد و تا همين اندازه به جامعهء انتظام دهد .
[١] نظير هيولى ثانى و معقول ثانى كه در فلسفه بر غير مرتبهء اول از اين دو گفته مىشود .