ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٥٢٩ - ٣ - در موارد اختلاف شخصى وجود داشته كه عظمت علمى او مورد اتفاق بوده است - فضيلت على ( عليه السلام ) و اعتراف همه صحابه به مقام علمى آن حضرت - نمونه هايى از بازگشت خلفاء ، بويژه خليفه دوم ، بگفته على عليه السلام - اقضى بودن على - نمونه هايى از قضاياى على ( ع )
ابن ابى ليلى : - هر كدام را بخواهم اختيار مىكنم و ديگر اقوال را كنار مىزنم .
حضرت صادق : - اگر در موردى على ( ع ) حكمى كرده باشد بر خلاف ديگران آيا با او مخالفت مىكنى ؟
ابن ابى ليلى : - شايد قول او را ترك و از قول ديگران ، قولى را اختيار كنم .
حضرت صادق : - پس اگر روز قيامت پيغمبر ( ص ) بگويد پروردگارا ابن ابى ليلى از قول من مطلع شد و با آن مخالفت كرد ؟
ابن ابى ليلى : يا ابن رسول الله من كجا و كى قول پيغمبر ( ص ) را مخالفت كردهام ! ! ؟
حضرت صادق ( ع ) : - آيا اطلاع دارى كه پيغمبر ( ص ) گفته است : « اقضاكم علىّ » ؟
ابن ابى ليلى : - آرى .
حضرت صادق : - پس اگر در موردى بر خلاف على ( ع ) قضاء و حكم كنى آيا با پيغمبر مخالفت نكردهاى ؟
ابن ابى ليلى چون اين سخن بشنيد دگرگون شد و رنگ چهره اش زرد گشت و ساكت گرديد » بهر حال بر اثر اعتراف همهء صحابه به مقام فضل و علم على ( ع ) هر موقع در مسألهاى به اشكالى بر مىخوردهاند يا اختلافى ميان ايشان بهم مىرسيده براى حلّ اشكال و رفع اختلاف ناگزير على ( ع ) را مرجع قرار مىداده و به او مراجعه مىكردهاند و آن چه آن حضرت مىگفته فصل الخطاب و لازم الاتّباع بوده است .
براى نمونه چند قضيه از اين قبيل كه به على ( ع ) مراجعه شده و از عقيده و قول آن حضرت متابعت به عمل آمده در اينجا ياد مىشود :
١ - ابن شهرآشوب اين مضمون را آورده است : « مردى از اهل يمن در مدينه با زنى زنا كرد پس عمر به رجم وى امر كرد على ( ع ) گفت : بر آن مرد « رجم » روا نباشد