ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٥٢ - نمونه هايى از موارد اختلاف احكامى در عهد صحابه با عصر پيغمبر مسئله سه طلاق - مسئله متعه حجّ و نساء - روايات درباره جواز متعه - حكم متعه نسخ نشده است - تحريم متعه از احكام خليفه دوم مىباشد - كسانى از صحابه كه بر اين حكم اعتراض كرده اند - گفته مأمون خليفه عباسى درباره متعه - افزودن يك جمله بر جمله هاى اذان - اسقاط يك جمله از جمله هاى اذان - اسقاط سهم مؤلفه از سهام زكات - اسقاط سهم ذو القربى از سهام خمس - تكبيرات نماز جنازه
فريبنده تر دارد در ميان فقهاء عامه و ائمهء چهارگانهء ايشان كم و بيش رواج يافته و ، به حقيقت ، جايگزين « رأى » گرديده و هم اجماع كه فى الجمله ميان فقهاء عامّه و خاصّه مورد استناد واقع گرديده به جاى استشاره و جمع آراء قرار گرفته است .
در خاتمهء اين قسمت بىمورد نمىباشد كه يادآورى گردد كه نويسندهء تاريخ ، و بخصوص نويسندهء تاريخ فقه ، در عهد صحابه به مواردى از احكام برمىخورد كه با آن چه در عهد خود پيغمبر ( ص ) بوده مخالفت دارد و اين مخالفت گاهى به استناد روايت و حديثى مىبوده و ، باصطلاح ، در نتيجهء استنباط و از راه « اجتهاد » ، تاويلى واقع مىگرديده و گاهى به صرف انتخاب و ترجيح مطلب و عملى ، بى استناد به آيه و حديث و روايت بلكه فقط به فكر و نظر خويش اين هم بر دو گونه بوده است : گاهى اثباتى صريح در زمان پيغمبر ( ص ) نسبت به موردى مىبوده و در عهد بعد به نفى آن حكم مىشده ( يا به عكس ) پس مخالفت بمعنى حقيقى كلمه تحقّق مىيافته و گاهى بدين گونه نبوده است بلكه چيزى از نو و ناموافق مورد رأى و حكمى قرار مىگرفته كه در حقيقت ، در اين مورد ، عدم موافقت مىبوده نه مخالفت .
براى همهء اين اختلافات گوناگون مواردى موجود است كه چون اين موارد به دورهء خلفاء سه گانه ارتباط دارد و ، باصطلاح ، از « مطاعن » ايشان بشمار رفته دانشمندان اسلامى بويژه علماء شيعه ، آنها را در كتب كلامى خود ياد ، يا استقصاء ، كردهاند ليكن در اين اوراق چون آن نظر نيست نقل همهء آنها بىمورد است فقط چند نمونه كه از لحاظ فقهى با موضوع بحث ما متناسب مىباشد در اينجا آورده مىشود :
١ - قضيهء فدك و استناد خليفهء اول بحديث « نحن معاشر الانبياء لا نورث .
ما تركنا صدقة » و استدلال حضرت فاطمه به اين عبارت « أفي كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث ابى ؟ ! أما قال رسول الله : المرء يحفظ فى ولده » [١]
[١] در تاريخ يعقوبى بعد از نقل اين قسمت اين عبارت آورده شده « فبكى ابو بكر بكاء شديدا »