ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٠٧ - سنت و روايت آن و استناد بسنت و حديث معانى سنت بحسب لغت و اصطلاح - عللى كه براى منع از جمع حديث تصور شده - نخستين تأليف در اسلام - كتاب حديث على عليه السلام و برخى از كلمات آن - جلوگيرى در خليفه اول از تدوين حديث - نظر مؤلف درباره تدوين حديث در زمان پيغمبر ( ص ) - دلائل لزوم جمع و تدوين حديث - امتياز اسلوب قرآن و حديث - مطالب سه گانه راجع بحديث - استشهاد درباره حديث
خبر دادند حتى بر حضرت عيسى دروغ بستند پس پيغمبر ( ص ) بر منبر آمد و خطبه خواند و گفت : « انّ الحديث سيفشو عنّى فما آتاكم عنّى يوافق القرآن فهو عنّى و ما آتاكم عنّى يخالف القرآن فليس منّي » اين حديث با عباراتى اندك مختلف بطرق بسيار متعدد در كتب عامّه و خاصّه نقل گرديده است .
از آن چه از بخارى نقل شده نيز مكتوب بودن حديث فى الجمله در عهد صحابه بلكه از عهد پيغمبر ( ص ) و به وسيلهء على عليه السّلام تاييد مىگردد چه وى از اعمش و او از ابراهيم تيمى و او از پدرش از على عليه السّلام چنين آورده كه آن حضرت گفته است :
« ما عندنا كتاب نقرأ الَّا كتاب الله و ما فى هذه الصّحيفة » آنگاه آن را باز كرده و در آن اسنان شتر ياد و تعيين شده و در آن ، جمله ها و عباراتى آمده كه از آن جمله است « ذمّة المسلمين واحدة يسعى بها أدناهم فمن أخفر مسلما فعليه لعنة الله و الملائكة و النّاس اجمعين ، لا يقبل الله منه صرفا و لا عدلا » و هم از آن جمله است : « من والى قوما به غير اذن مواليه فعليه لعنة الله و الملائكة و النّاس اجمعين ؛ لا يقبل الله منه صرفا و لا عدلا » .
ابن بطريق نيز در كتاب « العمده » بمفاد اين روايت از صحيح مسلم و از جمع بين صحيحين تأليف حميدى نقل كرده است .
ملا على رازى در كتاب « توضيح المقال » ، در ذيل اقسام حديث ، به اعتبار انحاء تحمل آن ، در قسمت تحمل آن از معصوم ( ع ) ، چنين آورده است : « و امّا القراءة فامكانها فيه ايضا معلوم و امّا وقوعها فالظَّاهر انّه كذلك فى بعض الرّوايات مثل ما ورد انّه سأله عليه السلام عن صدق بعض الرّوايات فقال : عليه السلام نعم هو كذلك فى كتاب عليّ ( ع ) و املاء الرسول . » ابن شهرآشوب نقل كرده كه زيد بن على بن الحسين به سورة بن كلب گفت : از كجا دانستيد كه صاحب شما ( يعنى حضرت صادق ) در علم چنانست كه شما مىگوييد ؟