ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٤٠٣ - سنت و روايت آن و استناد بسنت و حديث معانى سنت بحسب لغت و اصطلاح - عللى كه براى منع از جمع حديث تصور شده - نخستين تأليف در اسلام - كتاب حديث على عليه السلام و برخى از كلمات آن - جلوگيرى در خليفه اول از تدوين حديث - نظر مؤلف درباره تدوين حديث در زمان پيغمبر ( ص ) - دلائل لزوم جمع و تدوين حديث - امتياز اسلوب قرآن و حديث - مطالب سه گانه راجع بحديث - استشهاد درباره حديث
٢ - سنّت و روايت آن و استناد به سنّت و حديث در همان زمان كه موضوع جمع آورى قرآن در يك مجلَّد مورد عنايت و توجه واقع شده و ، از لحاظ تاريخ تحوّل فقه ، نخستين مدرك فقهى پس از مرحلهء نخست ، كه مرحلهء صدور و پيدايش آن بوده ، در مرحلهء دوم ، كه جمع و تنظيم و تدوين باشد ، سير مىنموده است دوّمين مدرك فقهى يعني سنّت نيز ، از لحاظ مستند بودن براى استخراج احكام ، در حال تكوّن و پيدا شدن مىبوده است .
سنت در لغت بمعنى شيوه و روش و طريقه و آيين است چنان كه در مواردى از قرآن مجيد از قبيل آيهء * ( وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ الله تَبْدِيلًا ) * به همين معنى آمده است از ازهرى حكايت شده كه معنى لغوى آن را « طريقهء پسنديدهء راست » دانسته است و در اصطلاح علماء در آيه و در استعمالات علماء فقه [١] و اصول بر قول و فعل و تقرير پيغمبر ( ص ) يا امام ( ع ) اطلاق مىگردد ( در صورتى كه آن سه در امور غير عادى باشد ) .
بحسب ظاهر « در عهد صحابه » هنوز اين معنى براى لفظ « سنّت » اصطلاح نشده بوده است .
بلكه آن چه بيشتر از سنّت منظور و مراد و مورد استناد مىبوده همان اقوال پيغمبر ( ص ) مىباشد كه از حيث عدد بيشتر و از اين رو در مقام استدلال برخورد و توجه به آن زيادتر بوده است . ليكن در مواردى چند در همان عهد علاوه بر اين كه فعل پيغمبر ( ص ) مورد استناد شده به ترك آن حضرت نيز استدلال و احتجاج به عمل آمده است كه به زودى نمونهاى از آن در اين اوراق آورده خواهد شد . بنا بر اين يا بايد اين تروك كه مورد استناد شده بفعل برگردانده و تأويل شود و يا اين كه سنّت چنان كه قول و فعل و تقرير را شامل است بر ترك نيز شمول يابد .
[١] - در فقه اين لفظ به جاى « مندوب » و « مستحب » در برابر « واجب » نيز به كار برده شده است .