ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٥٣ - زكات - زكات در امم سابقه و در عرب جاهلى - احتمال مكّى بودن حكم زكات - زمان صدور حكم زكات - متعلق زكات - مواردى از اختلاف در مسئله زكات - حكم تصليه بر مؤدّى زكات - جواز صلوة و سلام بر آل پيغمبر - اصحاب سواري
زكات زكات ، در لغت ، بمعنى طهارت است چنان كه در آيهء ٧٣ از سورهء الكهف * ( أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ ) * در اين معنى به كار رفته و هم بمعنى نموّ و زيادت استعمال گرديده چنان كه در آيهء ٢٣٢ از سورهء البقره * ( ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَأَطْهَرُ ) * مىباشد چه به حكم اين كه تأسيس از تأكيد بهتر است بايد هر يك از « أزكى » و « اطهر » بمعنى خاصى باشد و هم در آيهء ١٤٠ از سورهء التوبه ( سورهء ٩ ) * ( خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ ) * و در آيهء ٩ از سورهء و الشّمس * ( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها ) * ممكن است در تطهير نفس و در تنميهء معنوى آن ، به وسيلهء علم و عمل ، و ممكن است در قدر جامع ميان اين دو استعمال شده باشد .
و در شرع اسلام ، منظور از آن مالى است مقدّر كه در قدرى معين از اموالى معلوم با گذشتن زمانى مقرّر براى مصرفى خاصّ ، مشروع و مكلَّف گرديده است .
محقّق حلَّى در كتاب « المعتبر » پس از نقل معنى لغوى « زكات » گفته است : « . . و فى الشّرع اسم لحقّ يجب فى المال معتبر فى وجوبه « النّصاب » و سمّيت بذلك لأنّ بها يزداد الثّواب و يطهر المال من حقّ المساكين و مؤدّيها من الاثم » زكات بمعنى عام ، مانند بسيارى از احكام ديگر ، در شرائع سالفه و امم و ملل سابقه اصلى ثابت مىداشته كه در شرع مقدس اسلام به حكم تكامل تدريجى افراد بشر راه تكامل پيموده و به وضعى خاصّ مقدّر و مقرّر گشته است .
از آيهء ٧٧ از سورهء البقره ( سوره ٢ ) * ( وَإِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا الله وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَذِي الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ ) *