ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٣٢٥ - نماز قضاء - حكم قضاء و مناسبات صدورى آن - قضيه فوت نماز پيغمبر ( ص ) و اصحاب - اقوال در اين باره - مسئله قضاء نماز و مسئله سهو نبى و عقائد علماء قرون اوليه اسلام درباره اين دو موضوع عقيده شيخ صدوق عقيده محمد بن وليد استاد شيخ صدوق - عقيده شيخ مفيد - اشكال جبائى بر شيعه راجع بنقيه و پاسخ آن - عقيده مجلسى و مسئله قضاء و سهو نبى - عصمت انبياء عليهم السلام - محال بودن سهو نبى - عقيده سيد مرتضى در سهو و نسيان - فرق ميان قضاء نماز و سهو - چند حكم فقهى كه باستناد اخبار سهو نبى مورد فتوى علماء عامّه واقع شده است
در بارهء قضاء نماز پيغمبر ( ص ) رواياتى بسيار از طريق عامه و خاصه رسيده كه برخى از آنها در اينجا ياد شد .
در نظر داشتم به همان نقل اكتفا كرده و از تشريح چگونگى اقوال مخالف و موافق در اين مسأله كه در حقيقت وجههء فقهى را از دست داده و جنبهء اصولى ( اصول دين ) به خود گرفته صرف نظر كنم ليكن متذكر شدم كه ممكن است گروهى كه در زمينهء اين مسألهء مخالف باشند و فوت نماز را بر پيغمبر ( ص ) بر اثر خواب روا ندانند خيال كنند نويسنده به صرف ديدن اين دو سه روايت موضوع را مسلَّم گرفته و در اينجا آورده است از اين رو ناگزير در اين مسأله و مسألهء سهو پيغمبر ( ص ) كه با آن ارتباط يافته اقوالى را كه از فحول دانشمندان مذهب حقهء شيعه رسيده نقل مىكنيم و با رهنماييهايى براى ارائهء حق ( بطور اشاره و اختصار ) ، دريافت حقيقت و حق را به عهدهء مراجعه كنندگان موكول مىداريم .
چنان كه گفتيم اين مسأله با مسألهء سهو نبى ( ص ) بهم پيوسته و مربوط قرار داده شده پس برخى از دانشمندان بطور اطلاق هر دو را انكار كرده و برخى ديگر هر دو را پذيرفتهاند ( اكثر علماء تسنن از اين دسته بشمار و برخى از علماء شيعه نيز داراى اين اعتقاد مىباشند ) و برخى ميان اين دو مسأله تفصيل قائل شده بلكه حتى نسبت بخصوص « سهو » نيز تفصيلى قائل گرديدهاند .
آن اقوال در كتب تاليفى قائلين به آنها و هم در كتب منقول از آن كتب يا منقول از صاحبان آنها به نظر رسيده و از اين رو به ظاهر مناسب چنين مىنموده كه بطور مستقيم از خود آنها نقل شود ليكن در اين اوراق بهتر چنان دانست كه ماخذ نقل را بحار قرار دهد ( چه مجلسى در بابى كه بعنوان « باب سهوه و نومه عن الصّلاة » در جلد ششم از آن كتاب آورده اين مسأله را تا حدى كه بر اقوال احاطه و اطلاع داشته تشريح و آن اقوال را نقل و نقد و توضيح و تنفيح كرده است ) و اگر در موردى صاحب بحار آن را نياورده و نقلش لازم بنمايد آن را نقل و يادآورى كند .