ادوار فقه ( فارسي ) - شهابی، محمود - الصفحة ٢٢٢ - جهاد مراحل سه گانه در راه دعوت و حفظ و نشر آن - دين مقدس اسلام در آغاز دعوت - تهمتهاى مشركان بر دعوت و بر صاحب آن - مهيا شدن زمينه براى صدور حكم قتال - حكم قتال در اسلام و منظور حقيقى از آن - آياتى راجع به قتال و موارد و حدود آن - حكم قتال در ماههاى حرام - احكام ششگانه مربوط بقتال - بيان فلسفه اذن قتال در قرآن مجيد
با پيغمبر ( ص ) توقف كرده و به حمله نپرداختهاند و چون غلبه با اهل اسلام بوده و غنائم بهره آنان شده اختلاف پديده آمده است :
گروهى ( جوانان ) بعنوان اين كه به وسيله ايشان جنگ و پيروزى به همرسيده و غنائم به چنگ آورده شده آن را مخصوص خود مىدانستند ، گروهى ديگر مىگفتند :
ما نه از آن باب كه ناتوان و يا جبان بوديم به ميدان وارد نشديم بلكه خواستيم در پيراهن پيغمبر ( ص ) و نگهبان او باشيم و اگر اين ملاحظه نبود ما هم با شما به جنگ در مىآمديم پس ما نيز بايد از غنائم قسمت بر گيريم دستهاى ديگر مىگفتند : ما از پشت سر حفاظت شما را بر عهده گرفتيم ، بايد غنائم ميان همه تقسيم گردد نه اين كه به شما اختصاص يابد از اين سخنان ، به گفتهء ابو الفتوح « رسول در آن كار توقف كرد مردم در اين گفتگو افتادند سعد معاذ گفت : يا رسول الله مردم بسيار است و غنيمت كمتر از مردم است اگر آن چه وعده دادهاى اينان را به اينان دهى براى آن دگر قوم چيزى نماند و متشكى شوند . خداى تعالى اين آيه را فرستاد . رسول ( ص ) از ميان ايشان غنيمت به سويّت قسمت كرد » .
از عبادة بن صامت از آيهء انفال سؤال شده گفته است : « آيه در اهل در آمد چون خلاف كرديم در آن و بدخوئى كرديم خداى تعالى از ما نه پسنديد و قسمت آن با رسول افكند و در اين تقوى بود و طاعت خداى و رسول و صلاح ذات البين ، رسول ميان ما بالسويه قسمت كرد » .
سعد ابى وقاص [١] گفته است : آيه در بارهء من نازل شده هنگامى كه سعيد بن عاص بن اميه را كه برادرم عمير را كشته بود در جنگ بدر بكشتم و تيغ او را كه به نام ذو الكثيفه ( التبيان ) يا ذو الكثيف ( تفسير ابو الفتوح ) معروف و تيغى نيكو گرانمايه بود برگرفتم و از پيغمبر ( ص ) پيش از قسمت غنائم آن را براى خويش درخواست كردم
[١] - در كتاب التبيان چنين آورده است « سعد بن مالك و هو ابن ابى وقاص »