كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٥٥ - اوفاق و الواح اعداد
كم كنند و باقى قواعد را در باقيمانده بجاى آورند.- مثلا زكاة مثلّث عدد ١٢ است، و زكاة مربّع ٣٠، و مخمّس را ٦٠.
قاعده كلى وفق و زكاة اين است كه بايد در شكل مقصود، عدد اوّل يعنى واحد را با عدد مجموع خانهها جمع و حاصل را در نصف عدد خانهها ضرب كنند- از اين عمل حاصل جمع اعداد تمام سطور شكل مقصود بدست مىآيد.
اين قاعده مأخوذ است از قاعده جمع اعداد متصاعده كه از واحد شروع شده باشد: عدد كوچكتر يعنى يكى را با عدد بزرگتر جمع و در نصف عدد بزرگتر ضرب كنند- يا حاصل جمع را در عدد بزرگتر ضرب و حاصل ضرب را تنصيف كنند.
مثلا اگر بخواهيم حاصل جمع اعداد ترتيبى را از يك تا ده بدانيم مىگوييم [٥٥ ٥* ١٠+ ١].- يعنى اگر اعداد را از يك تا ده زير هم بنويسيم و جمع كنيم حاصل ٥٥ ميشود.
از روى اين قاعده در مثلّث كه عدد خانههاى آن ٩ است مىگوييم [٤٥ ٥/ ٤* ٩+ ١]- پس مجموع اعداد طبيعى ترتيبى خانههاى شكل سه اندر سه ٤٥ مىشود.
و در مربّع گوييم [١٣٦ ٨* ١٦+ ١]- پس مجموع اعداد طبيعى مربّع ١٣٦ باشد، و همچنين در شكل پنج اندر پنج كه عدد خانههاى آن ٢٥ باشد مجموع اعداد طبيعى ٣٢٥ است [٣٢٥ ٥/ ١٢* ٢٥+ ١].
چون حاصل جمع اعداد طبيعى شكل مقصود معلوم شد، قاعده اينست كه آن را بر عدد سطور شكل تقسيم كنيم خارج قسمت را وفق آن شكل