كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٢٨ - عقيده شيخ در عجايب طبيعى و كرامات و خرق عادات
بدروغ انگارد، كمتر از آن كس نيست كه هر چيز را بشنود بىدليل باور دارد و آن را براست پندارد.
بر تو باد كه اندر رشته تحقيق و تأمّل چنگ زنى و نيك بنگرى و چندان درنگ كنى كه احوال راست و دروغ هر چيز بر تو با دليل و برهان آشكار شود.- هر چه را بشنوى هر چند عجيب مستنكر آيد بىدرنگ انكار مكن تا محال بودن آن چيز بر تو روشن و مبرهن گردد.
پس در امثال اين امور (يعنى عجائب و غرائب طبيعت) صواب اين است كه آن را در بقعه امكان رها سازى و باز اندازى مادام، كه برهان و دليل قطعى ترا از آن باز نداشته است. يعنى بايد كه هر آنچه بشنوى نخست در آن نيك بنگرى تا راست و دروغ آن با دليل بر تو پيدا گردد آنگاه آن را براست انگارى و باوردارى، يا بدروغ شمارى و انكار كنى- و بدان كه اندر طبيعت عجايبهاست و مر قوّتهاى زبرين فعّاله را با قوّتهاى زيرين منفعله بر غرايب و شگفتىها اجتماعهاست ه.
مقصود شيخ اين است كه ظهور نوعى از عجائب و غرائب طبيعى از قبيل اثر طلسمات و اعداد و امثال آن مربوط است بتأثير و تأثّر قواى فاعله سماوى و قواى منفعله ارضى و عنصرى. و از در نصيحت و اندرز حكيمانه مىفرمايد گروهى از متفلسفه كه در حقايق علوم ممارست ندارند عادت كردهاند كه هر چه را بر خلاف عادت مألوف بشنوند از قبيل معجزات و خرق عادات و كرامات و آثار عزائم و طلسمات همه را انكار كنند و در اين انكار براى خود فضيلتى مىشناسند كه خود را از عوامّ الناس ممتاز ساختهاند. امّا حقّ مطلب اين است كه باور كردن و انكار بىدليل، هر دو علامت احمقى و نادانى