كنوز المعزمين
(١)
مقدمه مصحح
١ ص
(٢)
نام كتاب
٤ ص
(٣)
انتساب تاليف كنوز المعزمين بشيخ رئيس ابو على سينا
٩ ص
(٤)
ادله انتساب رساله بشيخ
١٠ ص
(٥)
رفع شبهه عدم انتساب رساله بشيخ
١٧ ص
(٦)
اسلوب انشاء كتاب
٢٠ ص
(٧)
مشرب و مذاق شيخ در فلسفه- رفع شبهه استبعاد
٢٢ ص
(٨)
عقيده شيخ در عجايب طبيعى و كرامات و خرق عادات
٢٧ ص
(٩)
نسخ مورد استفاده از كتاب
٣٢ ص
(١٠)
1- نسخه س
٣٣ ص
(١١)
2- نسخه ش
٣٤ ص
(١٢)
3- نسخه م
٣٤ ص
(١٣)
4- نسخه خ
٣٦ ص
(١٤)
5- نسخه ض
٣٦ ص
(١٥)
6- نسخه ب
٣٧ ص
(١٦)
چگونگى تصحيح كتاب
٣٧ ص
(١٧)
توضيح مطالب و تفسير اصطلاحات فنى علوم غريبه
٣٩ ص
(١٨)
دواير حروف
٣٩ ص
(١٩)
دايره ابتث يا ابتثى
٤٠ ص
(٢٠)
دايره ابجد
٤٠ ص
(٢١)
دايره اهطم
٤١ ص
(٢٢)
دايره ايقغ
٤١ ص
(٢٣)
دايره اجهب
٤٢ ص
(٢٤)
دايره اجذش و ارغى
٤٣ ص
(٢٥)
قاعده تقسيم حروف بعناصر و طبايع اربعه
٤٤ ص
(٢٦)
حركت و سكون حروف طبايع و عناصر
٤٦ ص
(٢٧)
تقسيم حروف بكواكب سبعه
٤٨ ص
(٢٨)
تقسيم حروف ببروج اثنا عشر
٤٩ ص
(٢٩)
اوفاق و الواح اعداد
٥٣ ص
(٣٠)
بسط و تكسير
٦٠ ص
(٣١)
رقيه تكسير
٦٤ ص
(٣٢)
تناسب الواح با منسوبات كواكب
٦٥ ص
(٣٣)
ارباب ساعات و ايام و ليالى
٦٦ ص
(٣٤)
عزيمه و معزّم
٦٩ ص
(٣٥)
عوذه و تعويذ
٧٣ ص
(٣٦)
كلمه تعويذ و مرادفات آن در فارسى
٧٩ ص
(٣٧)
تميمه
٨٢ ص

كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٢ - مقدمه مصحح

در گوشه و كنار نسخه‌هايى از آن رساله يافته مى‌شود كه هر چند بيشتر از ساير نسخ خطّى مهجور بروز سياه نشسته است و ماجراى تحريف و تصحيف كتّاب بى‌سواد خود سر ناموثّق غير مأمون در طول چند قرن بر آن گذشته، باز از خلال سطورش كه غبار تصرّفات بى‌وجه نابجا بر آن نشسته آثار اصالت و قدمت هويداست- و تقدير روزگار چنين بوده كه بعد از قرون متمادى در اين ايّام بمناسبت جشن يادبود هزاره شيخ بزرگوار ذكر


كه مدّتى مديد در اصفهان اقامت داشت غارت كردند و از جمله كتاب انصاف شيخ بود در بيست مجلد كه بتاراج خراسانيان رفت و ديگر اثرى از آن پيدا نشد. [ج ٢ ص ٨ طبقات الاطباء].

بار ديگر در حمله بو سهل حمدوى كه از طرف امير مسعود غزنوى براى سركوبى علاء الدّوله ابو جعفر ابن كاكويه در سنه ٤٢٥ باصفهان تاخت و خزانه علاء الدّوله كه مشحون از آثار گرانبهاى شيخ بود بغارت رفت.

كتب شيخ را مخصوصا در اين واقعه از اصفهان بغزنه بردند و اين آثار مدّتها در كتابخانه بزرگ غزنه باقى ماند تا در حدود سنه ٥٥٠ هجرى كه علاء الدين حسين جهانسوز غورى بانتقام و كينه غزنويان تمام قصور و كاخهاى منيع محمودى و مسعودى را ويران ساخت، از جمله كتابخانه غزنه را نيز كه مخزن آثار علمى و ادبى نفيس بى‌همتاى ايرانيان بود آتش زد و آن همه آثار طعمه آتش كينه گرديد و بباد هوس و انتقام جاهلانه رفت! [كامل ابن اثير] در كتاب محاسن مافروخى مؤلّف حدود ٤٨٠ هجرى واقعه قتل و غارت شعواء مسعود را در سنه ٤٢١ نوشته و آن قضيه هائله را چون اهميّت بسيار داشته مبنى و مأخذ حوادث تاريخى قرار داده است.

در كامل ابن اثير مينويسد «فقتل [يعنى مسعود] منهم [يعنى من اهل اصبهان‌] مقتلة عظيمة نحو خمسة آلاف قتيل».

در شذرات الذّهب مينويسد «فعل ما لا تفعله الكفرة».

در اين فتنه گروهى بسيار از علماى اصفهان از قبيل عبد الواحد باطرقانى كشته شدند كه نگارنده در تاريخ اصفهان بتفصيل نوشته‌ام.