كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٢٥ - مشرب و مذاق شيخ در فلسفه- رفع شبهه استبعاد
بلكه سبب اصلى اين اعمال را شخص عامل بايد در قواى مكنونه وجود و اسرار نهفته خلقت خود بجويد و آنچه خود دارد از بيگانه تمنّا نكند.
بارى درباره علوم غريبه از اعداد و طلسمات و ادعيه و اوراد و احكام نجوم و امثال آن مانند ساير مسائل علمى و اعتقادى افراط و تفريط شده است، بعضى پايه اين علوم را تا جايى بالا بردهاند كه دست تصوّر و تصديق هيچ عاقلى بدان نمىرسد- و برخى بر عكس چندان در اين راه پاى انكار فشرده و در بطلان اين علوم مبالغه كردهاند كه شايسته انصاف و مناسب مقام محقّقان كنجكاو نيست.
ثانيا شيخ بزرگوار ما بر خلاف آنچه غالب توهّم كردهاند از جمله
مربّعى را مثلا با رعايت آداب و مقررات پر كنى جسدى براى تعلّق روح علوى بدان وجود ميگيرد كه آن را موكل لوح ميگويند و در اثر اين تعلق آثار عجيب غيبى ظاهر ميگردد.
بعضى ميگويند كه ارواح مخلوق عالم اظلهاند كه داراى صور مقدارى و مواد دهرى ميباشند از طبايع برزخيه جوهريه تركيب يافته و از مواد زمانى و اعراض جسمانى شهاديّه پيراسته. اينان اجسام لطيف مثاليهاند كه در عالم مثال مسكن دارند يك دسته ارواح علوى كه آنها را ملائكه گويند و يك دسته ارواح سفلى كه شياطين ناميده شوند- يك دسته مظهر رحمت باشند و يك دسته مظهر غضب، و هر دو آلات و اسباب اجراء قدرت كامله الهيه باشند.- و ملائكه چهار نوعاند كه بعناصر اربعه و طبايع چهارگانه تعلق دارند.
آثار مزاجى و غير مزاجى كه بتوسط طلسمات و ادعيه و اوراد و امثال آن در اين عالم ظاهر ميشود همه از تاثير ارواح مثاليه است.
و همان طورى كه معالجه مرض از طريق ادويه ممكن است از طريق دعا و رقيه و عوذه نيز امكان دارد بلكه طريق دوم اسهل و هموارتر است انتهى ملخصا- خواننده خود مىبيند كه تصديق و تصور اين مقدمات بمراتب مشكلتر از خود ذى المقدمه است.
نگارنده خواستم نمونه كلمات علماى فن را نقل كرده باشم و گر نه قوه فهم عادى از درك اين رموز عاجز است و اللّه العالم.