كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٢٢ - مشرب و مذاق شيخ در فلسفه- رفع شبهه استبعاد
چه همان طور كه سبك خراسانى و عراقى در نظم اثر داشت در نثر نيز مؤثّر بود و اختلاف دو سبك از اختلاف لهجه و لغات و تركيبات دو ناحيه سر چشمه مىگرفت.
بارى كهنگى طرز انشاء كتاب كنوز المعزّمين مسلّم است امّا اينكه متعلّق بزمان شيخ و ريخته قلم او باشد، بعقيده اين جانب دليلى ندارد غير از همانها كه در فصل ادلّه انتساب گفتيم و اللّه العالم برويم بر سر شبهه سوم كه راجع است بموضوع كتاب و عدم تناسب آن با مشرب و مذاق شيخ.
مشرب و مذاق شيخ در فلسفه- رفع شبهه استبعاد
شايد در تقرير اشكال سوم چنين بگويند:
شيخ بزرگوار بطورى كه مشهور او را ميشناسند، فيلسوفى است مشّائى از پيروان مكتب ارسطو و فارابى كه سر و كارشان با براهين و قياسات عقليّه منطقى است و دخول و خروج و ردّ و قبولشان در مسائل مبتنى بر اساس ادلّه برهانى است.
اين طايفه قضايا را با ميزان عقل صريح و ترازوى منطق صحيح ميسنجند و تصديق و تكذيب و نفى و اثبات مطالب را بقياسات منتجه منطقى مستند ميسازند، و بمسائل نقلى و امور تمثيلى و قضاياى خطابى و استحسانى و همچنين استقراء ناقص و كشف و شهود و اشراق كه مورد توجّه متكلّمان و عرفا و فلاسفه اشراقى است اعتنا ندارند [١].
[١] - علما و سالكان طريق تحقيق را بچهار صنف يا چهار طبقه تقسيم مىكنند- باين طريق كه جوينده محقّق يا بطريق عقل و برهان قضاياى مجهول را معلوم مىكند، يا از راه كشف و شهود- و بهر تقدير يا حافظ وضعى از اوضاع است، يا مقيّد بحفظ وضع نيست.