قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ١١ - ابو سعد محمد بن محمد غانمى

و از رجال علمى قرن پنجم و ششم بوده است.

در مقاله‌اى كه آقاى سعيد نفيسى در مجله مهر راجع به تتمه صوان الحكمه نوشته‌اند مذكور است‌ [١]: «در نسخه تتمه صوان الحكمه متعلق بكتابخانه آستان رضوى نسبت وى [يعنى ابو سعد محمد بن محمد غانمى‌] قاينى‌ [٢] آمده و از كتاب او كه «قراضة فى الطبيعيات» نام دارد دو نسخه در طهران فراهم است يكى در مجموعه‌اى در كتابخانه دانشكده معقول و منقول (مدرسه سپهسالار) و ديگرى نزد آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى و چنانكه شنيده‌ام در آن هر دو نسخه نيز نسبت مؤلف قاينى آمده است.» ولى چنانكه در ذيل بيايد در هيچ كدام از دو نسخه منظور چنين نسبتى مرقوم نيست‌ [٣] درباره گزارش احوال و سوانح زندگى مؤلّف قراضه طبيعيّات مطلب مهمى از تأليف او مستفاد نمى‌شود جز آنكه او بدربار اميرى دانش دوست و علم‌پرور راه داشته و در مجلس علمى كه در حضور امير منعقد ميگشت حاضر ميشده و در بحث مسائل شركت ميكرده و مورد توجه آن امير رئيس‌


[١] - سال سوم شماره ١٢ ص ١١٩٦.

[٢] - سال سوم شماره ١٢ ص ١١٩٦.

[٣] - در تاريخ سلاجقه عماد كاتب (طبع ليدن ص ٢٦) مطالبى درباره ابو سعد قاينى مربوط بسال ٤٥٥ هجرى مذكور است لكن بنظر نمى‌رسد كه او از رجال علم و ادب بوده باشد. قاينى نسبت به قاين شهر معروف خراسان است و جمعى از دانشمندان بدانجا منسوبند (رش: معجم البلدان ج ٤ ص ٢٢) از جمله: ابو محمد قاينى دبير (رش:

ابو الفضل بيهقى، تاريخ ص ١٥٧) و حكيم على بن محمد حجازى قاينى (رش: تتمه صوان الحكمه چاپ مولوى محمد شفيع ص ١٣٤ و حاشيه آن نقل از تاريخ بيهق، نيز رش: همين كتاب چاپ محمد كرد على، ذيل همان نام) و ابو محمد عدلى قاينى (رش:

تتمه، صوان الحكمه ص ٨١) و حكيم عبد الواحد قاينى (تتمه صوان الحكمه ص ١٦٥) و ابو منصور محمد بن دوست قاينى (رش: حكيم ناصر سفرنامه ص ١٤٢).