قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٧١
١٩- افتيدن، (رش: ص ٨٦ س ٢) و آن لهجهايست از افتادن و در كتب فارسى قدما ديده ميشود.
٢٠- انگشت، بمعنى زغال (زگال) (رش: ص ٦٥ س ٣).
٢١- پديدار آمدن، بمعنى پديد آمدن و معلوم و روشن شدن (رش: ص ٨٦ س ٣).
٢٢- پيدا آمدن، بمعنى بوجود آمدن و وجود يافتن (رش: ص ١٧ س ٢).
٢٣- پيشتر، بمعنى زودتر: «ازين سبب بوره را زرگران بكار همىدارند تا زر ايشان پيشتر گدازد.» (ص ٦٢ س ٦- ٧ و نيز رش: ص ١٠١- س ١- ٢ و ص ١٠٢ س ٢).
٢٤- خانه، بمعنى اطاق (اوتاغ) كه معنى قديم آنست (رش: ص ٢٤ و ٨٥ و ٨٦).
٢٥- چنانك چون، بمعنى هم چنانكه (رش: ص ٩١ س ٢ و ١١٠ س ٢ و حاشيه ٣).
٢٦- دانستن، بمعنى حسّ كردن (رش: ص ٣١ س ٧ و ٨ و ص ٣٣ س ٦) و تصوّر كردن (رش: ص ١٠٣ س ٧ و ص ١١٧ س ١).
٢٧- درست شدن، يعنى ثابت شدن (رش: ص ٤٤ س ٥ و ٦٨ س ٤).
٢٨- روز، بجاى روشنائى (رش: ص ٢٤ س ٧).
٢٩- سنگ، بمعنى وزن و ثقل (رش: ص ٦٧ س ٧).