قراضه طبيعيات - ابن سينا - الصفحة ٧٠

مانند: «هباء» (بمعنى ذره خور: اديب نطنزى، كتاب الخلاص) كه جمع عربى آن «اهباء» است به «هباآت» و «بخار» كه جمع آن «ابخره» است به «بخارات». جمع‌بندى بعضى از كلمات عربى با «ات» [١] و ترك جمع عادى آنها در فارسى قديم و حتى عربى‌ [٢] معمول بوده است.

١٤- استعمال «از» بجاى «بر»: «سرخى از دو گونه است» (ص ٤٣ س ٤)، اكنون گوئيم: سرخى «بر» دو گونه است.

١٥- آوردن قيد ظرف «اندر» بجاى «در» كه از خصايص شيوه نثر متقدمان است.

١٦- آوردن مصدر بجاى مصدر مرخّم كه در نثر قديم تا قرن ششم بسيار معمول بوده است (رش: ص ٦ س ٨ و ص ٨٦ س ٤).

١٧- آوردن ادات استمرار و تأكيد «همى» بر سر فعلها بشيوه نثر فارسى قديم. (رش: ص ٣ س ١ و ص ٤١ س ٤ و ٦).

١٨- آوردن افعال با پيشاوندهاى اندر (اندر تافتن: ص ٤٧ س ١، اندر چيزى گرفتن: ص ٧٤ س ٧، اندر چيزى بستن: ص ٧٥ س ١) و فرا (فرا ديدن: ص ١ س ٦) و بر (برجوشيدن: ص ٣٧ س ٥) و همى (همى‌خواهد: ص ٣ س ١، همى‌رود: ص ١٠ س ١ و ٥، همى‌پذيرد: ص ١٠ س ٦) و باز (باز آمدن: ص ٥٠ س ٣، بازماندن: ص ١٣ س ٦) و فرو (فروبردن: ص ١٤ س ٤، فروريختن: ص ٦٦ س ٣، فروماليدن: ص ٨٤ س ٣، فرو نشستن:

ص ٨١ س ٤).


[١] - علامت جمع مؤنث سالم در عربى.

[٢] - مانند جمع هباء به هباآت و بخار به بخارات، رش: ابو ريحان بيرونى، افراد المقال چاپ حيدرآباد دكن) ص ١٢ س ٥.