شرح النجاة - الإسفرايني النيشابوري، فخر الدين - الصفحة ٥٠ - تكمله ابو عبيد جوزجانى

وى در گذشت و پيش نويس آن ماند كه كسى از ترتيب آن سر در نياورد.

شيخ را آزمون‌هاى بسيار در معالجاتى كه كرده بود فراهم شده بود، و عزم كرد كه آنها را در كتاب القانون گرد آورد و آنها را در چند جزوه نوشت، و پيش از آنكه كتاب القانون به پايان برسد تباه شد.

درين ميان روزى وى را درد سر در گرفت و پنداشت كه ماده مى‌خواهد بر حجاب سرش فرود آيد، و از آماسى كه از آن فراهم خواهد شد در زينهار نخواهد بود، فرمان داد برف بسيار آوردند و كوبيد و در پارچه‌اى پيچيد و بر سر خود نهاد و اين كار را چندان كرد تا آنجا نيرو گرفت و از پذيرفتن آن ماده سرباززد، و وى درمان يافت.

ديگر آنكه زنى مسلول در خوارزم بود و او را فرمود به جز گل انگبين شكرى داروى ديگر نخورد، تا اينكه در چند روز به اندازه صد من بخورد و آن زن درمان يافت.

شيخ در گرگان مختصر الاصغر را در منطق گرد آورد، و همان است كه بعد از آن در آغاز كتاب النجاة جا داده است و نسختى از آن به شيراز رفت و گروهى از مردان دانش بر آن نگريستند، و در برخى مسائل آن شبهه كردند و آنها را بر حزبى نوشتند، و قاضى شيراز ازين گروه بود و آن جزء را نزد ابو القاسم كرمانى همنشين ابراهيم بن بابا ديلمى فرستاد كه در دانش مناظره دست داشت، و بر آن نامه‌اى به شيخ ابو القاسم افزود و آنها را به دست قاصدى فرستاد و از او خواست به شيخ بنمايد و از او پاسخ آنها را در خواهد.