شرح النجاة - الإسفرايني النيشابوري، فخر الدين - الصفحة ١٠ - فلسفه در جهان اسلام و ضرورت برگزارى همايش قرطبه و اصفهان
ابن حوقل در كتاب صورة الأرض هنگام ياد كردن از اقليم فارس از قلعة الجصّ (دير گچين) ياد مىكند كه زردشتيان يادگارهاى علمى (اياذكارات) خود را در آنجا نگاه مىداشته و علوم رفيع و منيع خود را هم در همان جا تدريس مىكردهاند. و ياقوت حموى در معجم البلدان نيز در ذيل «ريشهر» از نواحى ارّجان فارس مىگويد كه دانشمندان آنجا كتابهاى طب و نجوم و فلسفه را با خط جستق كه به گشته دفتران (گشته دبيران) معروف است مىنويسند.
چهار طبقه ممتاز مردم نزد ايرانيان باستان يعنى استاراشماران (منجمان)، زميك پتمانان (زمين پيمايان، مهندسان)، پجشكان (پزشكان) و داناكان (دانايان) نشانه توجّه آنان به علم و معرفت و طبقه اخير يعنى دانايان همان انديشمندان و حكيماناند كه در آثار اسلامى امثال و حكم و پندها و اندرزها به آنان منسوب است كه فردوسى هم مكرّر اندر مكرّر مىگويد: ز دانا شنيدم من اين داستان.
وجود كلمات و اصطلاحات علمى همچون توهم، تخم (هيولى و مادّه)، چيهر (چهر، صورت) و گوهر (جوهر) و همچنين كتابهايى همچون البزيدج فى المواليد (بزيدج در پهلوى ويچيتك و در فارسى گزيده و در عربى المختارات)، و الاندرزغر فى المواليد (اندرزغر اندرزگر) نشانه جريان علمى در آن روزگار بوده است. همين جريان بود كه وقتى در زمان انوشيروان ژوستىنين امپراطور روم مدارس آتن را بست تنى چند از فيلسوفان يونانى به ايران پناهنده شدند و آنجا را مكان نعيم و جاى سلامت براى خود يافتند. اينكه پيامبر اكرم (ص) سلمان فارسى را از خاندان خود به شمار آورد كه سلمان منّا أهل البيت. و وقتى ابتكار او را در حفر خندق (كندك) مشاهده فرمود دست بر زانوى او زد و فرمود: لو كان العلم بالثّريا لناله رجال من فارس. اگر دانش در ستاره پروين بودى مردانى از ايران بدان دست يافتندى، گواهى صادق بر پيشينه علم و علم دوستى ايرانيان باستان است.