شرح النجاة - الإسفرايني النيشابوري، فخر الدين - الصفحة ٣٤ - مقدمه
نسخه بر جاى مانده تحرير جديد از كتاب است [١] كه شيخ به ابتكارات آراء خود در آن اشاره نكرده؛ زيرا بر اساس عبارت كتاب مباحثات اين كتاب در زمان شيخ از بين رفته و شيخ در صدد تحرير دوباره آن بوده است.
البته در اين مقام ناگفته نماند كه شايد بتوان از دو عبارت «كتابى فى الفلسفة المشرقية» و «اما المسائل المشرقية فقد كنت عبأتها» چنين استنباط كرد كه اين كتاب، بخشى از [٢] كتاب انصاف است نه الحكمة المشرقية [٣] و صرفا در اين جا اشتراك لفظى بوده [٤].
و امّا در ساير كتابهاى چند دانشى ديگر شيخ [٥]، عيون الحكمة، دانش نامه علايى [٦] و اشارات نيز بحثى از مسائل حكمت وسطى نگرديده؛ بنا بر اين مرجع اصلى كاوش درين مباحث به طور مستوفى فقط شفاء خواهد
[١] . و اين احتمال با توجه به ذكر كتاب الحكمة المشرقية در ذيل آثار شيخ توسط جوزجانى و ابن ابى اصيبعة قوت مىگيرد، وى گويد: «كتاب الحكمة المشرقية لا يوجد تاما». عيون الانباء/ ٤٥٧
[٢] . قيد «لم تكن كبيرة الحجم» مانع از اسناد صريح آن به انصاف است.
[٣] . بدوى در ارسطو عند العرب/ ٢٦ با استناد به ذيل عبارت كه نام كتاب انصاف در آن آمده، سعى در آن دارد كه عبارت «أمّا المسائل المشرقية» را ناظر به انصاف بداند كه اين امر مورد اعتراض استاد مهدوى در فهرست نسخههاى مصنفات/ ٨٠ قرار گرفته.
[٤] . گفتار بيهقى در تاريخ الحكماء/ ٧٨ تا حدّى معارض اين گفتار است، چه وى بر اين مدعاست كه كتاب حكمت مشرقيه و حكمت عرشيه در سال ٥٤٦ ق در كتابخانه سلطان مسعود غزنوى بوده و در آتشسوزى آنجا از بين رفته است: «و اما الحكمة المشرقية بتمامها و الحكمة العرشية، فقال الامام اسماعيل الباخرزى انهما فى بيوت كتب السلطان مسعود بن محمود بغزنه حتى احرقها ملك الجبال الحسين و عسكر الغور و الغز فى شهور سنة ست و اربعين و خمس مائة».
[٥] پس از اين به مقايسه آثار شيخ با نجاة خواهيم پرداخت.
[٦] . در پى مقايسه نجاة با ساير آثار شيخ، گذرى اجمالى بر اين آثار خواهيم داشت.