شرح النجاة - الإسفرايني النيشابوري، فخر الدين - الصفحة ٣٦ - زندگى نامه خود نوشت ابن سينا و تكمله آن
زندگى نامه خود نوشت ابن سينا و تكمله آن [١]
«پدرم از مردم بلخ بود و در زمان نوح بن منصور از آنجا به بخارا شد و در زمان وى كار متصرّف و توليت عمل را داشت در دهى كه خرميثن گويند، از روستاى بخارا و از دههاى بزرگ آنجا بود و نزديك آن دهى بود كه آن را افشنه گويند. از آنجا پدرم مادرم را به زنى گرفت و آنجا ماند و جايگاه گرفت و من در آنجا به جهان آمدم و پس از من برادرم به جهان آمد.
سپس از آنجا به بخارا رفتيم و پيش آموزگار قرآن و آموزگار ادب رفتم و به ده سالگى رسيدم، و قرآن و بسيارى از ادب براى من فراهم شده بود تا جايى كه از من در شگفت بودند، و پدرم از كسانى بود كه دعوت مصريان كه مردم را به اسماعيليه مىخواندند پذيرفته بود و ذكر نفس و عقل را بدان گونه كه ايشان مىگفتند و مىشناختند از ايشان شنيده بود، و برادرم نيز؛ و بسيار مىشد كه در ميانشان آن را ياد مىكردند و من مىشنيدم، و آنچه را مىگفتند درك مىكردم، اما نفس من نمىپذيرفت، و ايشان آغاز كردند كه مرا هم دعوت كنند، و ذكرى از فلسفه و هندسه و حساب هندى بر زبانشان مىرفت و مرا به مردى راهنمايى كردند كه سبزى مىفروخت و حساب هند را مىدانست و من از او فرا گرفتم.
سپس ابو عبد الله ناتلى به بخارا آمد و وى دعوى فلسفه داشت، پدرم وى
[١] . ترجمه اين زندگى نامه برگرفته از كتاب پور سينا/ ٦٣- ٧٠ به خامه مرحوم سعيد نفيسى است كه گاه با تصرّف اندك همراه مىباشد.