شرح النجاة - الإسفرايني النيشابوري، فخر الدين - الصفحة ٤٩ - تكمله ابو عبيد جوزجانى
كرد و گفت تو فيلسوف و حكيمى، اما از لغت چيزى نخواندهاى كه سخن تو را پسنديده كند. شيخ از اين سخن روى ترش كرد و سه سال در خواندن كتاب لغت كوشيد و كتاب تهذيب اللغة را كه گرد آورده ابو منصور ازهرى است از خراسان خواست بدو هديه كنند، و شيخ در لغت بدان پايه رسيده كه كمتر براى كسى پيش مىآيد، و سه قصيده سرود و در آنها الفاظ شگرف از لغت آورد، و سه كتاب نوشت يكى به روش ابن العميد و ديگرى به روش صابى و ديگرى به روش صاحب [١]، و فرمان داد كه آنها را جلد كنند و جلدها را كهنه كنند. سپس با امير سازش كرد و اين مجلدها را به ابو منصور جبايى نمود و گفت كه اين مجلدها را در بيابان هنگام شكار يافتيم و واجب است كه بر آنها بنگرى و بگويى در آن چيست. پس ابو منصور در آنها نگريست و در آن دشوارى بسيار يافت. شيخ او را گفت آنچه از اين كتاب نمىدانى در فلان جا از كتابهاى لغت آن را ياد كردهاند و بسيارى از كتابهاى معروف در لغت را براى او ياد كرد كه شيخ اين الفاظ را از آنها از بر كرده بود و ابو منصور سر بسته چيزى از لغت مىدانست و در اين كار ثقه نبود. ابو منصور دانست كه اين رسايل گرد آورده شيخ است و اين كه امروز براى او آورده بود به واسطه آن است كه آن روز در پيش روى وى گفته است. پس شرمگين شد و از او پوزش خواست. سپس شيخ كتابى در لغت گرد آورد و آن را لسان العرب ناميد و در لغت مانند آن گرد نياوردهاند، و آن كتاب پاكنويس نشد تا اينكه
[١] . مراد صاحب بن عباد است.