شرح النجاة - الإسفرايني النيشابوري، فخر الدين - الصفحة ٤٧ - تكمله ابو عبيد جوزجانى

در آنجا به گرد آوردن منطق از كتاب الشفاء پرداخت، و در آن دژ كتاب الهدايات و رساله حي بن يقظان و كتاب القولنج را گرد آورد، اما ادوية القلبية، آن را در آغاز ورود خود به همدان گرد آورد، و برين روزگارى بگذشت، و درين ميان تاج الملك وى را وعده‌هاى نيكو داد.

سپس شيخ را آگاه كردند كه آهنگ اصفهان كند و وى ناشناس بيرون رفت، من و برادرش و دو غلام با او بوديم با جامه صوفيان تا اينكه به طبران بر دروازه اصفهان رسيديم، پس از آنكه در راه سختى‌هاى بسيار كشيديم و دوستان شيخ و نديمان امير علاء الدوله و خواص وى به پيشباز ما آمدند و براى او جامه و مركب‌هاى خاص آوردند و در محلى فرود آمد كه آن را كونكنبد مى‌گفتند در سراى عبد اللّه بن بابى، و در آنجا از آلات فروش آنچه در خور بود آماده بود، و وى به مجلس علاء الدوله رفت، و در مجلس وى اكرام و اعزاز فراوان يافت آن چنان كه شايسته او بود.

سپس امير علاء الدوله در شب‌هاى آدينه مجلس مناظره در برابر وى و حضور دانشمندان ديگر بر اختلاف طبقاتشان فراهم كرد و شيخ در ميانشان چنان بود كه كسى در دانش در برابر او تاب نمى‌آورد. در اصفهان به اتمام كتاب الشفاء پرداخت و از منطق و مجسطى فارغ شد و اوقليدس و ارثماطيقى و موسيقى را خلاصه كرد، و در هر كتاب از رياضيات كه مى‌ديد بدان بيشتر نيازمندند چيزى افزود.

اما در مجسطى ده شكل در اختلاف منظر آورد، و در آخر مجسطى در علم‌