شرح النجاة - الإسفرايني النيشابوري، فخر الدين - الصفحة ١٥ - فلسفه در جهان اسلام و ضرورت برگزارى همايش قرطبه و اصفهان

شيخ الرّئيس از جمله: «عمى أو تعامى»، «يروغ كروغان الثّعلب» فروگزارى نكرد.

مخالفان فلسفه براى محكوم كردن انديشه‌هاى فلسفى به هر وسيله‌اى متوسّل مى‌شدند گاه بر تعبيرات و تفسيرات فلاسفه خرده مى‌گرفتند و مى‌گفتند مثلا فلاسفه از تعبيرات قرآنى معانى را اراده مى‌كنند كه مقصود و مراد صاحب وحى نبوده است مثلا «توحيد» و «واحد» را تفسير مى‌كنند به «آنچه كه صفتى براى آن نيست و چيزى از آن دانسته نمى‌شود» در حالى كه توحيدى را كه رسول (ص) آورده دربردارنده اين نفى نيست بلكه الهيّت را فقط براى خداى يگانه اثبات مى‌كند. و گاه الفاظ نامأنوس علوم اوائل را كه وارد زبان عربى شده بود بهانه مى‌كردند همچون سولوجوسموس (قياس منطقى) و انالوجوسموس (قياس فقهى) تا بدانجا كه از هر كلمه‌اى كه با سين ختم مى‌شد اظهار نفرت مى‌كردند و به قول ابو ريحان بيرونى آنان حتّى نمى‌دانستند كه سين نشانه فاعلى است و جزو نام به شمار نمى‌آيد و در اين مقوله كار بدانجا كشيده شد كه براى كلمه «فلسفه» كه مشتق از كلمه يونانى «فيلاسوفيا» بود يعنى دوستدار حكمت وجه اشتقاق توهين‌آميزى را كه تركيبى از فلّ (كندى) و سفه (نادانى) است وضع كردند چنان كه لامعى گرگانى صريحا مى‌گويد:

دستت همه با مرهفه پايت همه با موقفه‌

و همت همه با فلسفه آن كو «سفه» را هست «فل»