حل المسائل الهداية في النحو - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧٥ - از آيات ذيل«اما» و«كلا» را استخراج كرده و معناى آن دو را ذكر نمائيد
٢- در جواب « امّا » واجب است « فاء » آورده شود و جمله اوّل (شرط) را سبب براى جمله دوّم (جواب) قرار داد مانند: امّا زيد فمنطلق
٣- جهت آنكه فعل شرط را در « امّا » حذف مىكنند آن است كه بدينوسيله تنبيه مىكنند كه مقصود از آوردن « امّا » حكم اسمى است كه بعد از آن واقع شده مانند: امّا زيد فمنطلق كه تقدير آن: مهما يكن من شيئ فزيد منطلق مىباشد پس جمله « يكن من شيئ» كه فعل شرط است حذف شده و « امّا فزيد منطلق» باقى ماند و چون دخول حرف شرط بر فاء جزائيه مناسب نبود بلكه بين اين دو لازم است فاصله باشد به ناچار « فاء » را به جزء دوّم كلام يعنى « منطلق » نقل داريم.
٤- جزء اوّل بعد از امّا مانند « زيد » در مثال گذشته اگر براى ابتدائيت صالح باشد آنرا مبتداء قرار مىدهيم و در غير اينصورت لازم است آنرا معمول براى بعد از « فاء » دانست مانند: امّا يوم الجمعة فزيد منطلق، در اين مثال چون « يوم الجمعه» ظرف بوده و براى ابتدائيت صالح نيست به ناچار عاملش را منطلق قرار داده و بدين ترتيب يوم الجمعه مفعول فيه براى آن مىباشد.
٥- كلّا براى بازداشتن متكم از آنچه به آن تكلّم نموده است وضع شده مانند آنچه در كلام حقتعالى آمده: ربّى اهانن ( پروردگار من را خوار نمود) كلّا ... (نه چنين است ...)
٦- در صورتى كه « كلّا » به معناى « حقّا » باشد مبنى است يعنى اسمى است كه چون با « كلّا » حرفى مشابهت دارد مبنى مىباشد.
٧- و امّا استخراج « امّا » و « كلّا » از آيات مذكور و بيان معناى آنها:
الف: « امّا » در «فامّاالذين فى قلوبهم ...» براى تفصيل مجملى است كه قبلش ذكر شده و آن عبارت است از « و اخر متشابهات».
ب: « امّا » در «امّامن استغنى ...» و «امّامن جائك يسعى ...» شرطيّه است به دليل آمدن « فاء » در جواب آنها و « كلّا » در «كلّاانّها تذكرة ...» حرف ردع مىباشد
ج: « امّا » در «فامّاالانسان اذا ما ابتلاه ...» و در « امّا اذا ما ابتلاه ... » شرطيّه است