حل المسائل الهداية في النحو - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٤ - در جملات ذيل عاطف و معطوف و معطوف عليه را معين كنيد
الف: «فاصبرلحكم ربّك و لا تطع منهم آثما أو كفورا» ( الأنسان: ٧٦- ٢٤)
ب: «قلمن يرزقكم من السّموات و الأرض قل اللّه و إنّا او إيّاكم لعلى هدى أو فى ضلال مبّين» ( سبأ: ٣٤- ٢٤)
جواب
١- واو براى مطلق جمع بين معطوف و معطوف عليه مىآيد چه معطوف در حكم بر معطوف عليه مقدّم بوده و چه مؤخر مانند: جاء زيدد و عمرو، در اين مثال از « واو » نمىتوان استفاده كرد محبئ عمرو بعد از مجيئ زيد بوده يا قبل از آن و يا احيانا مقارن با هم صورت گرفته است ولى « فاء » براى ترتيب بدون مهلت مىآيد يعنى دلالت مىكند كه معطوف در حكم بعد از معطوف عليه بوده البته بدون اينكه بينشان فاصله و مهلت باشد مانند قام زيد فعمرو، اين مثال را در وقتى مىگويند كه قيام زيد مقدّم بر قيام عمرو بوده بدون اينكه بينشان فاصلهاى باشد و امّا « ثمّ » براى ترتيب با مهلت مىآيد مانند دخل زيد ثمّ خالد، در اين مثال كلمه « ثمّ » دلالت مىكند بر اينكه دخول خالد بعد از زيد و با فاصله بوده است.
٢- اگر چه حتّى از نظر دلالت بر ترتيب و مهلت همچون « ثمّ » مىباشد ولى فرقشان اين است كه مهلت در « حتّى » كمتر از مهلت در « ثمّ » مىباشد.
٣- در حتى شرط است كه معطوفش در معطوف عليه داخل باشد و آنرا به اين منظور مىآورند كه يا افاده قوّت نموده مانند: مات النّاس حتّى الانبياء يعنى انبياء كه از مردم قوىتر هستند نيز مىميرند و يا افاده ضعف كرده مانند: قدم الحاج حتى المشاة يعنى پيادههاى از حاجىها كه ضعفاء ايشان مىباشند نيز از سفر حج آمدند.
٤- « او » و « امّا » و « ام » دلالت بر ثبوت حكم براى يكى از دو امر بطور غير معين دارند مانند: مررت برجل او امرئة يعنى مرور من يا بر مرد بوده و يا بر زن بطور غير معيّن.
٥- و امّا تعيين عاطف و معطوف و معطوف عليه در مثالهاى مذكور:
الف: « آكلون » معطوف عليه « فاء » عاطف « مالئون » معطوف مىباشد « فا »